تبلیغات
سرعین بهشت نزدیک
تاریخ : چهارشنبه 13 مرداد 1395 | 06:41 ب.ظ | نویسنده : میثم بهراد


تاریخ : شنبه 12 اردیبهشت 1394 | 04:00 ب.ظ | نویسنده : میثم بهراد
[]

تاریخ : سه شنبه 8 اردیبهشت 1394 | 08:12 ب.ظ | نویسنده : میثم بهراد
[]

تاریخ : یکشنبه 30 فروردین 1394 | 08:54 ب.ظ | نویسنده : میثم بهراد

از مجموعه تعاریف ارائه شده در خصوص صنایع دستی می توان گفت: صنایع دستی به مجموعهای از"هنر صنعت" اطلاق می شود که بیشتر با استفاده از مواد اولیه بومی و انجام قسمتی از مراحل اساسی تولید، به کمک دست و ابزار دستی موجب تهیه و ساخت محصولاتی میشود که در هر واحد آن، ذوق هنری و خلاقیت فکری صنعتگر سازنده به نحوی تجلی یافته و همین عامل وجه تمایز اصلی این گونه محصولات از مصنوعات مشابه ماشینی و کارخانهای است. پس صنایع دستی تنها یک کالا و شیئی برای مبادله وخرید و فروش نیست، بلکه خصوصیات فرهنگی و ویژگیهای اقوام و ملل مختلف از طریق این کالای با ارزش مبادله می شود و نوعی ارتباط را بین آنها ایجاد می کند.

پس صنایع دستی دارای ویژگیهایی بدین شرح است:

۱) انجام قسمتی از مراحل اساسی تولید، توسط دست و ابزار و وسایل دستی

۲) حضور مؤثر و خلاق انسان در تولید و شکل بخشیدن به محصولات ساخته شده با امکان ایجاد تنوع و پیاده کردن طرح های مختلف در مرحله ی ساخت این گونه فرآورده ها.

۳) تأمین قسمت عمده ی مواد اولیه مصرفی از منابع داخلی.

۴) داشتن بار فرهنگی(استفاده از طرح های اصیل، بومی و سنتی

۵) عدم همانندی و تشابه فرآورده های تولیدی با یکدیگر.

۶) عدم نیاز به سرمایه گذاری زیاد در مقایسه با سایر رشته های صنعت.

۷) دارا بودن ارزش افزوده ی زیاد در مقایسه با صنایع دیگر.

۸) قابلیت ایجاد و توسعه در مناطق مختلف )شهر، روستا و حتی در جوامع عشایری

۹) قابلیت انتقال تجربیات، رموز و فنون تولیدی به روش استاد و شاگردی.

به منظور آشنایی بیشتر با صنایع دستی به زمانی بازمیگردیم که هنر در حال شکل گیری بود



تاریخ : شنبه 27 اردیبهشت 1393 | 10:26 ب.ظ | نویسنده : میثم بهراد

 

گوزون دولوب سوزایلن بیلمیره م گوزون ده نه وار؟

اوزون گورن ده دیلیم لال اولور اوزون ده نه وار؟

باخان دا شـــــوق ایله شمشاد مثـــــلی قامت اینه

تاپانمیرام اوزومـــــــــو نازنین اوزون ده نه وار؟

آجی سوزون منه بال دان شیرین دی بیر سوزه گل

اوزون بویور بو معما نه دیر؟ سوزون ده نه وار؟

نه کوزدو کونلومو یاخدیقجا داغ لی لاله بیته ر؟

بو شـــــوره زاری گلستان ائده ن کوزون ده نه وار؟

عومور یازین دا کی کونلوم سن ایله یازلاندی

او یازلا یازلانیرام دادمیشام کوزون ده نه وار؟

او گون کی آیریلیقا چاره ( دوز ) دئدین هله لیک

اطاعتین ده وار (عاصم) گوره ( دوزونده ) نه وار؟

دئمه اوزون ده / سوزون ده / کوزون ده اولدوغونو

گوزون دولوب سوز ایلن کاش بیله ام گوزون ده نه وار؟



تاریخ : چهارشنبه 27 فروردین 1393 | 12:01 ق.ظ | نویسنده : میثم بهراد

بخش اردیموسی

در 14کیلومتری غرب مرکز اردبیل واقع شده است.آب و هوای اردی موسی مانند سایر روستاهای سرعین دارای چهار فصل متفاوت می باشد.اردیموسی در مسیر جاده اردبیل-ارجستان دومین محور مواصلاتی اردبیل-سرعین قرار گرفته است که در فصل تابستان پذیرای مهمانان بسیاری می باشد. بخش اردی موسی در 7 کیلومتری مرکز شهر واقع شده است.یکی از ویژگی های این منطقه تنوع گیاهان بخصوص گیاهان دارویی،گلهای طبیعی،و درختان در منطقه می باشد.درختان میوه ای  که بصورت وحشی روییده اند مانند درخت آلوچه و زالزالک.

این ناحیه شباهت زیادی به نمین اردبیل دارد چون در آن قانون حرف اول را می زند.نمین و اردیموسی به علت قرابت بزرگان دوخواهر زاده نامیده میشوند.


دره جنگلی اردی موسی :

 دره جمگلی با چشم اندازی بسیار زیبا،نهرها و چشم اندازی بسیار زیبا نهرها و چشمه سارها ،چمن زارهای انبوه،باغات میوه قابلیت ویژه ای  جهت گردشگری و استراحت و تفریح دارد.این دره جنگلی زیبا با بهاری سرسبز و باطراوت ،تابستانی خشک،پائیزی الوان و زمستانی پوشیده از برف یک چهار فصل کامل تشکیل داده و می تواند پذیرای گردشگران با هر ذائقه ای باشد و نشانگر تابلوی بدیعی از چهره فصول مختلفی می باشد.



تاریخ : یکشنبه 17 فروردین 1393 | 11:55 ب.ظ | نویسنده : میثم بهراد

من اوزاخ سفره یوللانان گمی

سنی ترک ائدیرم بیر لیمان کیمی

قوخما آیرلیخدان بوراخ الیمی

سئوگی آیرلیخدان، گوجلودو والله

دونیادا نه قدر سئوگی وار بیل کی

سن منیم دیلیمین ازلی ، ایلکی

قوخما آیرلیخدان،اولوم دییل کی

سئوگی آیرلیخدان، گوجلودو والله

سن هله بیلمیسن آیرلیخ نه دیر

هر سفر کونلونو سیخیر، ایللدیر

آیرلئخ جیسمیدی، روح سنینله دیر

سئوگی آیرلیخدان، گوجلودو والله

قورخولو اینتیظار وار آغلار گوزونده

نئچه یالواریش وار بیر جه سوزونده

بیر گون بیلجکسن ائله سن اوزونده

سئوگی آیرلیخدان، گوجلودو والله

نه فرقی، یاخینام یا کی اوزاغام

هله کی سنینم نه قدرساغام

اولسم او دونیادان قایئداجاغام

 سئوگی آیرلیخدان، گوجلودو والله

گوز یاشی عبث دیر توکوب گئدجم

کونلومو اودلارا یاخیب گئدجم

من سنه ،هامی یا ثبوت ادجم

سئوگی آیرلیخدان، گوجلودو والله



تاریخ : شنبه 10 اسفند 1392 | 01:04 ق.ظ | نویسنده : میثم بهراد

 

روستای آغ مام

روستای باستانی آتشگاه که به آن آغ مام نیز می گویند در فاصله 5 کیلومتری شهر سرعین واقع شده است؛این روستا از باستانی ترین مکان های سرعین می باشد که آثارباقی مانده از دورانهای گذشته مؤید این مطلب می باشد.

آتشگاه آذر فریق:این آتشگاه برفراز تپه باستانی واقع شده است که امروزه یراثر عوامل طبیعی در کنار عوامل دیگر مانند ساخت و ساز بر فراز تپه به تدریج باعث از بین رفتن بنایه آتشگاه شده است. تپه ای که آتشگاه برفراز آن واقع شده است به عنوان یک منطقه مرتفع  از داخل روستا نمایان است.برطبق قرائن تاریخی این مکان از مراکز مهم و مقدس آیئن زرتشتی و به خصوص در دوران ساسانی بوده است و معبدی در آن بوده که از بین رفته است.بنا به روایتی جز زنجیری از آن{در تشکیلات انوشیروان ؛آذربایجان مرکز شمال بوده و حاکم نشین آن آرتاوید بوده است,در اردبیل که مرکز نشو و نما دعوتهای اولیه آبئن زرتشتی بوده است معبد یا بنایی ازآن دوران باقی نمانده است ولی در بعضی نقاط منجمله دامنه های کوه سبلان که با رواج اسلام عموما از بین رفته جز قریه آتشگاه حتی نامهای آنها نیز عوض شده است}

پس از زلزله سال 1375 میراث فرهنگی اجازه هیچ گونه ساخت و ساز بر روی تپه آتشگاه را نداده است.

غار کهرلر:

در غرب تپه باستانی تپه طبیعی دیگری وجود دارد ؛در زیر این تپه غاری به نام کهرلر قرار دارد این غاردارای درهای ورودی زیادی می باشد که البته بجز دو درب ورودی آن باقی مسدود شده است.غار کهرلر باتوجه به موقعیت و شکل ظاهری آن شباهت زیادی به غارهای موجود در اطراف سرعین و نیر دارد که آثار باستانی شگفت انگیزی در زیرزمین وجود دارد.(البته داخل غار هنوز مورد شناسایی کامل قرار نگرفته است)

آبهای معدنی روستای آتشگاه:

آب معدنی گوزسویی:درمحوطه ورودی مسجد سیّدلر چشمه آب درمانی وجود دارد که دارای حوضی به ابعاد 280/230می باشد آبدهی آن درحدود یک لیتر در ثانیه و آب آن به صورت دائمی وشفاف و ترش مزه وبی رنگ و بو می باشد دمای آن 20درجه سانتی گراد و سنگینی آب 5/2در ردیف آبهای بیکربناته کلسیک قرار دارد.ارتفاع چشمه از سطح دریا 1830متر می باشد.

از آب این استخر به صورت سنتی برای درمان امراض چشمی و و پوست استفاده می گردد.جای شگرف استخر در این است که در قسمت شرقی حوضچه سنگهای مکعب ،مستطیل شکل که در اصطلاح به آن سنگران می گویند گذاشته شده است.این سنگها یه نحو خاصی برش یافته و به صورت قفل بند بدون هیچ گونه ملاتی چیده شده است.این سنگها علیرغم اینکه هیچ ملاتی در چیدن آنها یکار نرفته است هیچ گونه رطوبتی به سمت دیگر مسجد نمی دهد و تعجب هر بیننده ای را بر می انگیزد.

چشمع بئیش بولاغی:

در حدود صد متری جنوب غربی گوز سویی در دامنه شیب دار مقابل امامزاده چشمه آبمعدنی سردی وجود دارد که آب آن به وسیله لوله به حوضچه هدایت می شود آب این چشمه در بین اهالی اهمیت خاصی دارد و آب آن بطور سنتی جهت مداوای بیماریها و امراض پوستی،مخمرک،التیام زهر نیش زنبور و تسریع بهبودی زخمهای ناشی از بریدگی مورد استفاده قرار میگیرد.

 

 

آرامگاه امامزاده عبدالله

بنای آرامگاه بر روی تپه ای قرار گرفته که بوسیله پلهای ساخته شده بر روی رودخانه ای که از مقابل تپه می گذرد امکان بازدید و زیارت از امامزاده میسر شده است.

آرامگاه از دو قسم صحن اصلی و ورودی تشکیل شده است؛صحن اصلی با سقفی گنبدی شکل و با ضریحی مشبک و فلزی سه قبر را در خود جای داده است؛از میان این قبور قبر وسطی متعلق به امامزاده عبدالله می باشد ولی هویت دو قبر دیگر نا مشخص می باشد ولی از ابعاد قبر مشخص است که این قبور متعلق به کودک یا نوجوانی از فرزندان امامزاده می باشد.

در ضلع شرقی تابلویی متعلق به دوران اسلامی با نقوش علی علی و با علامت شمشیر و ستاره دنباله دار قرار گرفته است؛زیارت نامه ای سنگی دیگری به سال 1330دیوار آن نصب شده است.وجود شجره نامه مستند و مهمور به مهر بزرگان و عالمان وقت قویا تعلق آرامگاه رابه آقا امامزاده عبدالله را ثابت می کند.

 



تاریخ : دوشنبه 5 اسفند 1392 | 04:52 ب.ظ | نویسنده : میثم بهراد

روستای گنزق از توابع شهر سرعین با مختصات جغرافیایی  48 درجه و 8 دقیقه طول شرقی و 38 درجه و 9 دقیقه عرض شمالی در دو کیلو متری مرکز شهر واقع شده است.

این روستا از شمال به اراضی اردی موسی  از جنوب به روستای کلخوران ویند ،از شرق به آق قلعه  و از غرب به مرکز شهر محدود می گردد و ارتفاع این روستا از سطح دریا  1550 متر می باشد.

بیشتر مردم روستا به فعالیت های زراعی و دامپروری و صنایع دستی مشغول هستند:گندم، جو ؛ عدس ؛سیب زمینی از عمده محصولات زراعی این منطقه می باشد ,پرورش زنبور عسل  نیز در روستا رواج دارد.

تولید صنایع دستی مانند گلیم و جاجیم و فرش؛جوراب و شال گردن پشمی در میان زنان و دختران روستایی مرسوم است.


دره ساری دره:
در این روستا دره های متعددی وجود دارد که نام معروف ترین آنها ساری دره می باشد در این دره تعدادی چشمه طبیعی آب وجود دارد:
تورش سویی:این آب ترش مزه و گازدار می باشد ,نوشیدن این آب برای بیواریهای معده بسیار مناسب است و همچنین برای بیماری پوستی و خارش دست توسعه می گردد.

مردان بلاغی:آبی بسیار خنک،سبک و زلال که برای بیماری های پوستی مثل کهیر زدگی بسیار مناسب است.

در بالادست این دره تپه ای به نام حسین تپه سی وجود دارد که در آن غارهای متعددی است ؛این غارها مانند شهری در زیر کوه قرار گرفته است.

غارها و معماری صخره ای روستای گنزق:

قلعه تپه باستانی آناهیتا:

از زیر معبد آناهیتا (مرکز شهر) تا روستای گنزق از دوران مادها تونلهای زیر زمینی تو در تو و دهلیزهای چند اطاقه ایجاد شده است که برای زندگی جمعی استفاده می شده است.این قلعه در سال 1341 از بین رفته است.

با توجه به بررسی های به عمل آمده نزدیک 30 واحد صخره ای در ابعاد بزرگ و کوچک و منفرد و مجتمع مورد شناسایی قرار گرفته است.

در اغلب این منازل صخره ای جا چراغی ها,طاقچه هایی با طاق های قوسی نیز کنده شده است.
جنس این واحد ها از سنگ رسوبی و ماسه فشرده است.

بر اساس گفته کارشناسان میراث فرهنگی با توجه به پیدا شدن سفالهای خاکستری در
محدوده داخلی و خارجی آن قدمت این منطقه و آثار آن به هزار اول قبل از میلاد
می رسد.

علاوه بر قلعه تپه باستا نی؛قلعه دیگری به نام قلعه گوی ترک از دیگر قلعه های دیونی این روستا می باشد.

گوی ترک از سرداران ماد کوچک (آتروپاتن) و کرسی دار (ساری قیه) بوده است که قبر وی در پایین قلعه وجود دارد.این قلعه که در حال حاضر ویران شده است به بنای گازیر بولاغی و کهریزان معروف است و در سلیمان گوزه سی نزدیک امامزاده صادق گنزق قرار گرفته است.
یکی از برجسته ترین واحد های صخره ای که در نزدیکی مسجد مخروبه قرار دارد واحد صخره ای متشکل از یک فضای طویل و یک تالار گنبد دار می باشد که این واحد صخره ای دارای دری به ارتفاع 1/ 20 می باشد.

نور حاصل از در ورودی و نور گیر ها مقداری از نور داخل را تامین می کند.از در ورودی تا انتها واحد در فاصله معینی به وسیله نیم ستونهایی از سنگ اصلی کنده فضاهای داخلی را از هم تفکیک می کند.

ویژگی مهم این واحد صخره ای تالار گنبدی  شکل آن می باشد.مشکل و فضای داخلی و ابعاد متفاوت آن با سایر واحد ها دال بر کاربرد  تالار به عنوان یک مکان با اهمیت می باشد.
این تالار بنا بر اعتقاد مردمان آن زمان به نظر می رسد که به عنوان تالار برای مراسمات مذهبی بوده است.و از آنجا که به عقیده مهر پرستان خدای مهر در آغاز در غاری ظاهر شده است آنان معابد را در غارها می ساختند و درون آن به پرستش می پرداختند.
با توجه به تعداد این واحد های معماری کنده شده در دل صخره ها و تپه ها و ذوق به کار رفته در ساختن آنها،این روستا می تواند به عنوان یک منطقه باستانی-تاریخی و گردشگری باشد.


امامزاده سید صادق:

در روی بلندی مقابل روستا آرامگاه امامزاده سیدصادق قرار دارد که قبلا دارای بنایی زیبا از استادان و معماران دوره صفوی بوده که از آجرهای قرمز پخته شده  و دیوارهای هشت ضلعی با گنبد زیبا بوده است.

آرامگاه امامزاده سید صادق که به گفته اهالی از نوادگاه امام جعفر صادق می باشد.

این امامزاده در روبروی روستای قدیم گنزق واقع شده که در اثر زلزله سال 1375 کاملا تخریب شد و بعد از زلزله به همت روستائیان نوسازی شد.


آداب ورسوم روستا:

از مراسمات روستا می توان به شال سالاما ،تخم مرغ بازی در ایام نوروز؛سوگواری ایام نوروزو...اشاره کرد.

لباس محلی روستای گنزق:

در گذشته مردمان روستا شلوار گشاد که از پشم بافته می شد  می پوشیدند و کلاهی پوستی بر سر می گذاشتند؛جورابی پشمی بلند و پاتاوه(ساق بند) و از چاروق به عنوان پاپوش استفاده می کردند .
لباس محلی زنان کمی از لباس سایر روستاهای سرعین متفاوت است.

آنان پیراهنی گلدار بلند و دامنی چین دار (شلیته)برتن می کنند و با یایلیق سر خود را می پوشانند و در لباس محلی زنان تنوع رنگی بیشتر  به چشم می خورد.

محوطه تاریخی روستای قدیمی گنزق و غارهای صخره ای آن به همت سازمان میراث فرهنگی استان اردبیل به عنوان آثار فرهنگی معرفی و ثبت آثار ملی گردید.





تاریخ : پنجشنبه 1 اسفند 1392 | 12:16 ق.ظ | نویسنده : میثم بهراد

بیر نامه یازدیم باد صبا یاره یتیرسین

شرح غمی اول بوت خونخواره یتیرسین

هیجران المی سالدی آیاقدان من زاری

داروی وصالین من بیچاره یتیرسین

صبریم کسیلیب،یار منیم جانیمی آلسین

یا شاد ائله سین وصل ایله دیلداره یئتیرسین

دونیاده و عوقباده گوروم مطلبه یئتسین

هر کس منی اول یار وفاداره یتیرسین

بیر یول ورین ای محنت هیجران کی پیامیم

تا باد صبا اول گول گولزاره یتیرسین

یوز حسرتیله بو دیل هجرانه گیرفتار

عزم ائتدی اوزون اول گول بی خاره یتیرسین

گل تاری اوچون بونجا سیتم ائله مه اظهار

قوی یاره اوزون بو دیل آواره یتیرسین

بیکس لئیمه رحم ائیله سین خالیق

بی چون حیران او شهبازه دیگر باره یتیرسین

شاعره:حیران خانم



تاریخ : جمعه 11 بهمن 1392 | 11:20 ب.ظ | نویسنده : میثم بهراد

گئدیرم اؤزگه یارین شمعینه پروانه اولام

سئوگیمه لاییق اولان دیلبره دیوانه اولام

بیلمه دین قدریمی سن ، چوخلی منه ظولم ائله دین

گئدیرم ای داش اورک من سنه بیگانه اولام

عاقیلیدیم سنین عشقینده بئله من دلی اولدوم

یوخدی ایمکان کی دؤنوب بیر داها فرزانه اولام

ایندی کی اوز چؤووروب طالع فرزانه لیغیم

گئدیرم من می ایچم ساکین میخانه اولام

منه لیلا گرک اولسون ، نه گوزل سئوملی یار

گئدیرم مجنونا تای عشقیده افسانه اولام

دئمه دیم بونلاری تا سن منه دوشمن اولاسان

بولگونن ایستییرم من کیمه جانانه اولام

 alt=



تاریخ : جمعه 15 آذر 1392 | 07:15 ب.ظ | نویسنده : میثم بهراد

 

این جاذبه ها به دسته طبیعی و فرهنگی ،تاریخی تقسیم می گردند که مهمترین روستا یا دلایل را که گردشگران جذب روستا می شوند می توان بدین شرح بیان کرد:

1.گشت و گذار:گردش در جاده های فرعی و طولانی کوهستانی و پارکهای طبیعی روستا؛دوچرخه سواری و قاطر سواری

2.فعالیتهای آبی :ماهیگیری؛شنا و مسافرت در رودخانه به وسیله قایق،موج سواری روی آب،کشتیرانی

3.فعالیت های هوایی:هواپیمای سبک وزن،گلادیر دستی و بالن

4.فعالیتهای زمینی:تنیس و گلف

5.فعالیت های ورزشی:غار نوردی و صخره نوردی

6.فعالیت های مربوط به سلامتی:آب های درمانی



تاریخ : پنجشنبه 30 آبان 1392 | 09:09 ب.ظ | نویسنده : میثم بهراد

سرعین و مناطق حوالی به سبب موقعیت جغرافیایی ویژگی طبیعی و اقلیمی همواره مورد توجه انسانها و شاهان ادوار گذشته بوده است.

در یک کلام می توان گفت که تاریخ این منطقه جدا از تاریخ آذربایجان نبوده است با توجه به نامیده شدن قسمتی از آذربایجان به خصوص شرق آن بنام زیکرتو و ساگارتی در دوره های مادها و هخامنشیان در هزاره اول قبل از میلاد با توجه به انبوه دهکده ها و معابد و منازل زیر زمینی کنده شدده در دل صخره ها و تپه های باقی مانده از آن دوران بیانگر این است که این منطقه بش وسیعی از سرزمین زیکرتو یا ساگارتی اشارع شده در سنگ نوشه ها و کتیبه های دوران هخامنشی و آثار مورخین می باشد.

در دوره ساسانیان نیز اردبیل دارای دو کرسی بنام اردبیل و گنزق داشته است.

مردمان آن زمان براساس اعتقادات خود معابد و آتشکده هایی در مناطق مورد توجه خود می ساختند معابد آناهیتا و آتشکده آذر فریق باقی مانده از آن دوران نشان دهنده اهمیت این منطقه در نزد آنان می باشدبطوری که معبد آناهیتا سالیان سال محل عبادت و ریاضت مخ ها و موبدان زرتشت بوده است و این معبد و حوالی آنرا به نام ساری قیه ییلاق و آسایشگاه تابستانی حکام ساسانی بوده است.

بقایای آثار مربوط به دوره های سلجوقی ،ایلخانی،قراقویونلو و آقاقویونلو شانه هایی از آن حکومتها بر این سرزمین می باشد.

سرعین و حوالی آن از مناطق مورد توجه خاندان صفوی بوده است.

احداث بناها و آرامگاههای بر روی قبورامامزاده ها و چله خانه گنزقاراضی وقفی روستاهای گنزق و ویند کلخوران نشان از اهمیت این منطقه آن خاندان بوده است.

در تاریخ معجم البلدان نیز از اطراف اردبیل و سبلان از آبگرمها گرفته تا دره ای به نام ساری دره در شمال ساری قیه (سرعین کنونی)یاد شده است در دوره ای از تاریخ ساری قیه و معبد آن به دلیل قرار گرفتن در مسیر جاده ابریشم (تبریز یولی)مورد استفاده سارقین جهت اختفا و انبار مواد غذایی و غنایم مورد استفاده قرار می گرفته است.

منطقه سرعین توسط چهار طایفه اصلی جعفرلو،اسدلو ،حاج بابالو و نصیرلو جهت سکونت و کشاورزی مورد استفاده قرار گرفته است.

در این دوران بود که سارقین به سرقین تغییر نام پیدا کرد و به همین اسم در اسناد و مدارک و منابع از آن یاد شده است.

 تا نیم قرن اخیر سرقین به صورت دهی از منابع دهستان اردی موسی بوده است.

بعد از دهه ی دوم تاریخ معاصر به خاطر وجود آبگرمهای معدنی مورد توجه قرار گرفته و نام سرقین به سرعین تبدیل می شود. در این دوره سرعین بصورت دهی توسط کد خدا که بر طبق استشهاد محلی و با نظارت ژاندارمری انتخاب شده و به تائید فرمانداری اردبیل می رسید،اداره می شده است.شروع حیات شهری سرعین از اواخر دهه چهل با انتخاب شهردار و احداث خیابانها و مسافر خانه ها آغاز شده و امروزه به صورت شهری سیاحتی کانون توجه جهانگردان و ایرانگردان بی شمار می باشد.سرعین در فرهنگ لغت فارسی به معنی سرچشمه می باشد.در ادوار گذشته از این منطقه به نامهای ساری قیه ،سارقین،سراقین،سرقین یاد می شده است.

 



تاریخ : دوشنبه 20 آبان 1392 | 01:32 ق.ظ | نویسنده : میثم بهراد

 

شهرتوریستی سرعین در 04/48درجه طول جغرافیایی و 09/38 درجه عرض جغرافیایی

با مساحتی بیش از 1280000متر مربع در 24کیلومتری شهر اردبیل واقع شده است.

 

این شهر با دارا بودن 26 روستا :

 

آق قلعه

ویند کلخوران

کلخوران ویند

ورنیاب

گنزق

بیله دره

کرده ده

لاطران

گازر

اسب مرز

علیداشن

اوجور

ورگه سران

شایق

الوارس

آلوچه

بینمار

سئین

ارجستان

 آتشگاه

اردی موسی

 در آباد

 شمس آباد

سامانلو

تازه کند

سبلان و کلور می باشد.

 

از این میان روستاهایی مانند:

 

 ویند کلخوران

کلخوران ویند

ورنیاب

گنزق

بیله دره

اردی موسی

ورگسران

آلوارس

آتشگاه

 

 دارای پتانسیل گردشگری می باشد.        



تاریخ : دوشنبه 8 مهر 1392 | 11:08 ق.ظ | نویسنده : میثم بهراد
از چهره طبیعت افسونکار

بر بسته ام دو چشم پر از غم را

تا ننگرد نگاه تب آلودم

این جلوه های حسرت و ماتم را

پاییز ای مسافر خاک آلوده

در دامنت چه چیز نهان داری

جز برگهای مرده و خشکیده

دیگر چه ثروتی به جهان داری

جز غم چه می دهد به دل شاعر

سنگین غروب تیره و خاموشت؟

جز سردی و ملال چه میبخشد

بر جان دردمند من آغوشت؟

در دامن سکوت غم افزایت

اندوه خفته می دهد آزارم

آن آرزوی گمشده می رقصد

در پرده های مبهم پندارم

پاییز ای سرود خیال انگیز

پاییز ای ترانه محنت بار

پاییز ای تبسم افسرده

بر چهره طبیعت افسونکار


تاریخ : پنجشنبه 3 مرداد 1392 | 01:58 ق.ظ | نویسنده : میثم بهراد

 

در اینجا به صورت عنوان وار به جاذبه های گردشگری سرعین اشاره می گردد:

-مجتمع آبدرمانی سبلان

-مجتمع آبدرمانی ایرانیان سرعین

-مجتمع آبدرمانی بئش باجیلار

-مجتمع آبدرمانی قهوه خانه همت و گوز سویی

-آبگرم معدنی گاومیشگلی

-آبگرم معدنی ساری سو

-آبگرم معدنی قره سو

-آبگرم ژنرال

-آبگرم معدنی پهنلو

-آبگرم معدنی یئل سویی

-عشای ایل شاهسون

-چشمه بئش بلاغی

-تپه باستانی آناهیتا :که طی شماره 1976به ثبت آثار ملی رسیده است.

-گورستان تاریخی شهر سرعین

-مقبره امازاده سید ابوالقاسم(قره داش)

-کوه سبلان



تاریخ : پنجشنبه 3 مرداد 1392 | 01:49 ق.ظ | نویسنده : میثم بهراد

 

 

بازی های محلی که عمدتا توسط نوجوانان و در برخی موارد توسط بزگ سالان نیز اجرا می گردد.

برخی از آنها عبارتند از:

 

 

 

 

 

 

قایش گوتوردی

چیلینگ آغاجی

گیزلن پاچ

بئش آشیق

تاپ تاپ باجا

هانسین داجا

یولداش سنی کیم آپاردی

چئکیشمک

شاه وزیر

ایتی سوموگ

گازیر اویونی

آچارپارتلاماسی

اوچیک اوچیک

ال توپی

تخم مرغ بازی در ایام نوروز

 

 

 



تاریخ : شنبه 7 اردیبهشت 1392 | 11:52 ب.ظ | نویسنده : میثم بهراد

 

پوشاک مردان حالت سنتی و محلی خود را از دست داده و لباس رایج در مناطق شهری را بر تن می کنند و در برخی موارد کلاه هایی پشمی شاپو نیز استفاده می کنند که البته در گذشته مردان شلواری پشمی پوشیده و کلاهی پوستی نیز بر سر میگذاشتند ؛جوراب پشمی بلند و پاتاوه و چاروق به عنوان پاپوش استفاده می کردند.

 

ولی  زنان مسن لباس سنتی خود را که در اصطلاح به آن تومان کوینک می گویند حفظ کرده اند.و هنوز به همان سبک قدیم بدان پایبندند و فرهنگ این دیار را زنده نگه می دارند.

 

تومان کوینک متشکل از تومان که همانند دامن بلند گشاد و پر چین با نوارهای در قسمت انتهایی به نام (خرج)که از دامن متمایز می شود و در شرایط معمولی سه تا پنج تومان روی هم می پوشند.

 

کوینک پیراهن بلند پارچه ای است که از شانه ها تا روی پا و روی تومان ها می باشد.  جرقه که به صورت نیم تنه روی کوینک می پوشند ولی اغلب طرفین آن قسمت جلویی را با  سکه ها  حاشیه دوزی و تزئین می کنند  موی سر خود را با روسری یا یایلغ   می پوشانند. در برخی موارد بخاطر احترام بزرگترها نصف دهان خود را می پوشانند که به آن یاشماق گفته می شود.زیر یایلغ عرقچینی که به صورت کلاهی بند دار است را بر سر می گذارند.قسمت بالایی سر را با کل أیاغی به صورت گرد روی یایلغ می بندند که به آن دینگه می گویند.

البته نوع بستن کَل ایاغی نسبت به موقعیت و سن زنان متفاوت است.

 

 

 alt=


برچسب ها: لباس محلی سرعین، لباس محلی اردبیل، لباس محلی آزربایجان،

تاریخ : جمعه 23 فروردین 1392 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : میثم بهراد
آغ آتیم

آغ آتیم ، قول قاناتیم ،

آت قدمین یورتمه یئری !

آش تپه لردن

سیلدیریم تک سره لردن

سئله سینمیش دره لردن

بو نه طوفاندی گؤزل کهلیگیمی ایستیر آییرسین فره لردن

غیرتیم جوشه گلیر غملی خبردن

آغ آتیم – قورخما خطردن !

آغ آتیم قول ، قاناتیم ،

شیهه چک ، قوی سسیوه

بلکه یاتانلاردا اؤیانسین

یاتماغین واختی دگیل دورسون اوتانسین

یاتانین عؤمرو تالانسین

تازا نعلین وار آتیم

چال بو داغین سینه سینه ، قوی پارالانسین

چال داغین سینه سی باتسین ، یارالانسین

داشی داشدان ، آرالانسین

آغ آتیم قول قاناتیم

داش قایادان آشما چتیندی

قاباق اؤز یوققوشادی ، قاشما چتیندی

داغا دیرماشما چتیندی

داشا ، سووخاشما چتیندی

باخما یوللاری چتیندی ، اورانین هیبتی یوخدور

آغ آتیم همت ائله !

غیرتی یوخدور

هله اؤز یوققوشالار چوخدو قاباقدا

آشماق اولماز بو آیاقدا

آغ آتیم قول قاناتیم

بسدی ایاق ساخلاما ، گون باتدی قارالدی

گون گئچیب داغ دالینا رنگی سارالدی

داغین اوستون دومان آلدی

آغ آتیم ، بس بو نه حالدی؟

بورا یارقاندی آتیم دورما آماندی ....

آغ آتیم ، قول قاناتیم

آت قدم آیدینلیغا ساری

هؤرکوشن اوولاریلان ؛ چیخ سره یاللاری یوخاری

قار قالان داغلارا سال بیر نفسین

قوی اریسین بوز کیمی چئگینینده کی قاری

سولاری آرخلارا سال بلکه سووارسین

قوری قالمیش اوبالاری

قوی بؤیوک گولده اؤزوشسونله یاشیل باش سونالاری

آغ آتیم

جهد ائله باری

سنی تاری !

آغ آتیم ، قول قاناتیم

طبعیمین دریاسی جوشقوندو

یئل اسدیر لپه لنسین

قوی چالیم صخره لره دالغامی ، دالغام سپه لنسین

قوی یاغیش تک قورویان

داغلارین اؤستونده اله نسین

هرزه اوتلاری آپارسین

لالا بیتسین

هامی گؤللر تزه لنسین

گؤلو بلبل یییه لنسین

آغ آتیم ، قول قاناتیم

آت قدمین قلعه ی بابکدن آشاق

قارا گؤنلن ساواشاق

آت گؤلوندن سس آتیب ، بابکین حالین سوروشاق

یئنه طوفاندا جوشاق

دریالار تک قوووشاق

آغ آتیم ، قول قاناتیم

شیهه چک قوی سسیوه

هاجرینی ترکینه چکسین نبی گلسین

قوی کور اوغلو آتینی داغلارا سالسین

ائشیدیب شیهه نی گلسین

الده کسگین قیلیجیلا

بویاسین قانه کئچل حمزه نی گلسین

قوی کرم سازینی سالسین دؤشونه ، چؤللره دؤشسون

های سسی ائللره دؤشسون

دئگیلن غملی کرم ایستر اگر ، اصلینی گلسین

دشمنین بلکه کسک نسلینی ، گلسین

قوی بو داغلاردا بؤیوک هلهله دؤشسون

داغلارا ولوله دؤشسون !

آغ آتیم ، قول قاناتیم

منه بیر قالغی بابامدان ، بو ورندیلدی ، بونو چئگنیمه ساللام

قاراداغ باشینی آللام

اورا بیر ولوله ساللام

آغ آتیم دورما ، یوبانسان ، دالی قاللام

آغ آتیم ، قول قاناتیم

بیز اگر قلعه ی سیمرغدان آشساق بیزه آزدی

باخما یوللار ناتارازدی

باخما بو قارلی دماوند ، بو قفقاز بو هرازدی

باخما داغدا هاوا دوتقوندو – آیازدی

باخما بو قیشدی بو یازدی

آغ آتیم آت قدمین دریا ، دایازدی

دریانی گئچسن اگر شهرِ نیازدی

اوردا هر قان کی تؤکولدو یئره ، آزادلیقی یازدی

بشر آزادلیغا بازدی !

آغ آتیم ، قول قاناتیم

اوردا دؤلبرچین اوتو دؤرت پَر آچیبدی

اوردا دیللنمگه دیل تازه شیرین دیللر آچیبدی

اوردا باغلاردا بوتون گؤل لر آچیبدی

آغ آتیم

آت قدم آیدینلیغا ساری !

برچسب ها: آغ آتیم،

تاریخ : چهارشنبه 23 اسفند 1391 | 12:23 ق.ظ | نویسنده : میثم بهراد


آیین‌ها و سنت‌های قدیمی هر سرزمین و دیار یادگارهایی گرانسنگ از گذشته‌های دور مردم آن سرزمین هستند.
سنت‌ها و رسم‌هایی که سینه به سینه از دوردست‌های تاریخ به امروز رسیده‌اند و شاید بسیاری از آنها در تاریکی گذر زمان به فراموشی سپرده شده‌اند.
نوروز یکی از ماندگارترین این سنت‌هاست که مانند هزاران سال پیش همچنان پویا و زنده در زندگی ایرانیان متبلور است.
در این بین آذربایجانی‌ها هم نوروز باستان را با ده‌ها رسم و سنت قدیمی‌اش محفوظ نگاه داشته‌اند و هر سال با شکوه‌تر از سال پیش آن‌را برپا می‌دارند.
نوروز بزرگ‌ترین عید مردم آذربایجان محسوب می‌شود و در تمام مناطق این خطه از ایران‌ زمین برگزار می‌شود.
‌آذربایجانی‌ها از این عید با عنوان‌هایی چون «نوروز بایرامی» و «ایل بایرامی» یاد می‌کنند و گاه لفظ بایرام به معنای عید عموما به این عید بزرگ اختصاص داده می‌شود.
واژگانی چون ‌بایرام آخشامی (عصر عید)، بایرام آیی (ماه عید)، بایرام گونی (روز عید)، بایرام بازاری (بازار عید)، بایرام سفره‌سی (سفره‌ی عید)،‌ بایرام پالتاری (لباس عید)، بایرام یومورتاسی (تخم‌مرغ عید)، بایرام ایش‌لری (کارهای عید)، بایرامائق (عیدی) و ... همه و همه در ارتباط با عید نوروز استعمال می‌شوند.
در گذشته مردم این منطقه از واژه بایرام برای نامگذاری فرزندان خود نیز بهره می‌بردند. ممکن بود کودکی در روز عید نوروز متولد شود و نام‌هایی چون بایرام، بایرامعلی، بایرام خاتون، نوروز، نوروز علی و ... را به خود گیرد. تبریک‌هایی چون ‌بایرامئز مبارک اولسون (عیدتان مبارک‌باد)، یوز بئله بایراملار گوره سیز (صد سال به از این سال‌ها)، گلن گون لریز خیره قالئن (روزهای آینده‌تان به خیر و نیکی ختم شود)، نئچه بئله ایل لره یئتیشه سیز (سال‌هایی به همین خوبی در پیش رو داشته باشید) و ... از رایج‌ترین شادباش‌های مردم آذربایجان به مناسبت عید نوروز است.
نوروز مقدمه‌هایی را هم دارد، زنان کدبانوی آذری از چند روز مانده به عید دست به کار می‌شوند و کار خانه‌تکانی را آغاز می‌کنند.
شستن فرش‌ها، گردگیری، رنگ کردن خانه و تزیین اتاق مهمان (قوناق اتاقی) از جمله این کارهاست پخت انواع کلوچه‌های سنتی مانند دستانا، نزیک،‌ تهیه تخم‌مرغ رنگ‌شده، تهیه سبزه، سمنو و آماده کردن سفره عید از دیگر امور مقدماتی عید نوروز هستند. ایام عید آجیل مخصوص خود را دارد و تبریز و ‌آذربایجان در مرغوبیت و تنوع آجیل زبانزد خاص و عام هستند.

*چهارشنبه سوری
چهار آتش افروزی در چهار چهارشنبه به عدد رمزی چهار اشاره دارد.
فیثاغورث عدد چهار را اصل و ریشه طبیعت جاودان می‌داند. چهار طبع انسانی، چهار عنصر حیات، نشان از وجهی مهم و مثبت دارند که اگر چه به تدریج شکل گرفته، اما امر واحدی است.
بنابراین عدد چهار در این آیین، حکایت از چهار وجه طبیعت دارد که به تدریج عنصری واحد یعنی طبیعت، سال، مکان یا هر پدیده چهار وجهی را می‌سازند. به این ترتیب که نخستین چهارشنبه منسوب به باد است و در آن نیز باد می‌آید. دومی خاک، سومی آتش و سرانجام آب که در این زمان از یخ بستن خاک کاسته می‌شود و زمین نفس می‌کشد.
صبح آخرین چهارشنبه سال، مردم بر سر آب رفته و از روی آن می‌پرند و می‌خوانند: آتیل ماتیل چرشنبه (عاطل و باطل شود چهارشنبه) بختیم آچیل چرشنبه (بختم باز شود چهارشنبه)
اگر آب را نماد باروری بدانیم، آخرین چهارشنبه اسفند با باروری طبیعت همراه است. در روستاها معتقدند که چهارشنبه آخر سال، چرشنبه خاتون است. به همین دلیل زنان بالای اجاق خوراک‌پزی با آرد شکل زنی زیبا را می‌کشند و زیر آن یک آینه و شانه می‌گذارند تا وقتی چهارشنبه خاتون آمد سرش را شانه بزند.
چهارشنبه خاتون تأکیدی بر بارور شدن زمین در آخرین روزهای اسفند است.
در میان مردم آذربایجان شرقی هر یک از چهارشنبه‌ها نامی دارند. مفصل‌ترین مراسم متعلق به آخرین چهارشنبه سال است که در آن شب حتماً برنج سفید پخته و به همراه آجیل و شیرینی بر سفره می‌گذارند.
پسران جوان یا نوجوان شالی برداشته و از سوراخ بالای بام خانه (که عمدتاً برای تعویض هوا و خارج شدن دود تنور تعبیه شده) شال خود را پایین می‌اندازند. صاحبخانه نیز به فراخور حال خود، مقداری آجیل، شیرینی یا تخم‌مرغ در گوشه شال می‌بندد تا پسر آن را بالا بکشد. چنانچه پسر، خواهان دختر خانواده باشد، شال را بالا نمی‌کشد. چنانچه خانواده دختر راضی باشد، نشانه‌ای از دختر را به شال می‌بندند.
رسم شال‌اندازی در بیشتر نقاط آذربایجان رایج بوده و هنوز هم در بعضی از روستاها انجام می‌شود. صبح آخرین چهارشنبه، زنان بر سر رود یا چشمه رفته کوزه‌ها را پر از آب می‌کنند. آنها خود زودتر از همه از روی آب می‌پرند، گاه دام‌ها را برای گذشتن از آب به سرچشمه یا رود می‌برند. از آبی که از آنجا آورده شده برای خمیر کردن، روشن کردن سماور و یا پختن غذا استفاده می‌شود.
از جمله مراسم دیگری که در این روز معمول است فرستادن خوانچه‌ای از میوه و شیرینی برای عروس و خانواده اوست.
در شب چله نیز خوانچه‌ای نظیر همین فرستاده می‌شود. خوردن هفت دانه روغنی، شیرینی یا غله نیز از مراسم رایج مربوط به چهارشنبه‌سوری در آذربایجان شرقی است. درست کردن هفت نوع خوراکی شیرین (هفت لون)در این روز معمول است.
در بعضی نقاط، شیرینی گلابیه، گردو، بادام، پسته، میوه، سیب، پرتقال، نخود و کشمش ترکیب هفت لون را تشکیل می‌دهد. دو رسم جالب در آخرین چهارشنبه سال در آذربایجان شرقی دیده شده که حاوی نکات رمزی و نمادین بسیار است.
در روستای قوریجان، زنان داخل پوست گردو، شمع روشنی می‌گذارند و آن را روی آب به صورت شناور رها قرار می‌دهند، در همان حال پسرانی که نیت کرده‌اند صبح زود در آب شنا می‌کنند.
دومین رسم به عشایر کلیبر برمی‌گردد، آنها در چهارشنبه‌سوری، صبح زود در دو نقطه مقابل یکدیگر با فاصله‌ای نه چندان زیاد از هم آتش بزرگی برمی‌افروزند و دامهایشان را از میان دو آتش عبور می‌دهند، پس از آن از آبی که از نهر آورده‌اند به حیوان‌ها می دهند.

*سایاچی‌ها
سایاچی‌ها با قلب‌هایی مالامال از آرزوهای خوش و دعاهای خیر، روزشمار پایان سال را با شعر و ترانه زمزمه می‌کنند و خیر و برکت سال آینده را از درگاه بی‌همتای بخشنده طلب می‌کنند.
مراسم سنتی سایا از جمله زیباترین رسم‌های مردمان خطه آذربایجان به مناسبت روزهای پایانی سال و آغاز سال نو است که از چند ده روز مانده به عید نوروز در شهرها و روستاهای مختلف آذربایجان برگزار می‌شود، برپاکننده این مراسم شخصی به‌ نام سایاچی است.
‌وی در روزهای پایانی هر سال خانه به خانه می‌گردد و با خواندن شعرهایی مخصوص برای اهالی هر خانه‌، سالی پربرکت را آرزو می‌کند. او همچنین روزهای مانده به عید را شمارش می‌کند و به این دلیل می‌توان گفت به احتمال زیاد، واژه سایا‌ از مصدر ترکی سایماق به معنای ‌شمردن گرفته شده است.
سایاچی‌ها در مقابل دعاهای خیر و شعرهای دوست‌داشتنی خود از صاحب‌خانه‌ها هدیه و انعامی را دریافت می‌کنند. این هدیه ممکن است گندم، جو، شیرینی و آجیل باشد یا مبلغی پول به سایاچی هدیه داده شود.
سایاچی در شعرهای خود برای کسانی که با میل و رغبت و گشاده‌دستی به او هدیه و انعام داده‌اند، آرزوی تولد فرزند پسر در سال آینده را می‌کند و برای آن‌هایی که هدیه‌ای اندک و کم‌ارزش داده‌اند، دختردار شدن را می‌طلبد.
وصف حال احشام و گوسفندان از دیگر نکته‌های جالب توجه شعرهای سایا است مثل اینکه، سایا گلدی، گوردوزمی؟ سلامئنی، آلدئزمی؟ آننی قاشقا قوچ قوزونی سایاچی‌پا، وئردیزمی؟ ترجمه (سایا آمده او را دیدید؟ جواب سلام او را دادید؟ بره پیشانی قشقا را به ساپاچی دادید؟)
بوسایا کیمدن قالئب؟ حضرت آدم دن قالب حضرت آدم گلنده دونیا بونید اولاندا موسی چوپان اولاندا قئرمزی بوغدا بیننده شیشلیگیمیز اویشدی (این سایا از که به یادگار مانده است؟ از حضرت آدم (ع) بر جای مانده است در زمان آمدن حضرت آدم (ع) و زمانی‌که بنیاد دنیا نهاد شد و زمانی ‌که حضرت موسی (ع) چوپان بود و زمانی ‌که گندم سرخ‌رنگ بر کشتزارها می‌رویید کباب روی سیخمان بره سه ساله است.)
بو سایا یاخجی سایا هم چشمه ‌یه، هم چایا هم الودوزا، هم آیا هم یوخسولا هم وارا (این سایا، سایای خوبی بشود هم برای چشمه هم برای رود هم برای ستاره و هم برای ماه هم برای فقیر و هم برای غنی)
جانئم آلا باش قویون قارلی داغلار آش قویون یاغئندان پیلو اولار قورو دوندان آش قویون (ای جان من گوسفند آلا باش از کوه‌های پوشیده از برف بالا برو از روغن تو پلو به عمل می‌آید و از کشک تو آش طبخ می‌شود)
جانئم بوشیشک قویون یونی بیر دوشک قویون بولامانی بول ایله قئرئلدی اوشاق قویون (ای جان من، بره دو ساله که به اندازه پشم یک تشک پشم‌داری آغوزت را فراوان کن که بچه‌هایم تلف شدند)
جانئم بوز آلا قویون ایه‌ ن سنین سایاندان اوغلونا قئز آلا قویون (ای جان من گوسفند بوز آلا که در راه بی‌حال می‌شوی صاحبت در سایه تو برای پسرش زن اختیار کند)

*تکم‌گردان‌ها
‌تکم‌گردان‌های آذربایجان در آستانه عید نوروز باستانی، با عروسک‌های بز، «تکه» و ماجراهای شیرینش به استقبال بهار طبیعت و سال نو می‌روند.
تکم‌‌گردانی یکی از آیین‌ها و سنت‌های رایج در آذربایجان در آستانه عید نوروز و سال نو خورشیدی است.
«تکه » یا «تکم» واژه‌ای ترکی به معنای بز نر است و برگزارکننده این مراسم در حالی ‌که عروسکی به شکل بز نر را در دست دارد و سر این بز را به این سو و آن سو تکان می‌دهد، شعرهایی شنیدنی درباره تکه و ماجراهای او را می‌خواند.
تکم‌گردان در هر کوی و برزنی حاضر می‌شود و از مردم در قبال خواندن شعرهایش و بازی دادن «تکه» عروسکی‌اش هدیه و انعام می‌ستاند.
تکم‌گردان‌ها این گونه آواز سرمی‌دهند، بو تکه اویون ائدر قوردونان قول بویون ائدر یئغار ایرانئن دویوسون چه پیشینین تویون ائدر (این بز نر بازی می‌کند. با گرگ هم‌راهی می‌کند و دست برگردن او می‌اندازد. محصول برنج کل ایران را جمع‌آوری می‌کند و برای بزغاله‌اش جشن عروسی به پا می‌کند)
بو تکه آختاته بویونوندا وار نوختا تکه گاه قول اولار ساتئلار گاهدا چئخار تاختاتکه (این بز نر، بز نر اخته که طنابی بر گردنش بسته شده است گاه غلام و برده می‌شود و به فروش می‌رسد و گاه پادشاه می‌شود و بر تخت سلطنت تکیه می‌دهد.)

*بایراملئق
آغاز سال نو خورشیدی و فرارسیدن عید نوروز فرصتی است برای احیا بسیاری از سنت‌های قدیمی که از آن جمله می‌توان به دادن بایراملئق (عیدی) و ایل سیکه سی (سکه سال) اشاره داشت.
بایراملئق یا عیدی هدیه‌ای است که افراد به مناسبت فرا رسیدن عید به همدیگر می‌دهند و معمولا این هدیه از طرف بزرگ‌ترها به کوچک‌ترها داده می‌شود.
در آذربایجان این هدیه می‌تواند یک تخم مرغ رنگ شده عید باشد یا یک لباس و یا یک اسکناس تازه تا نخورده.
اسکناس نو و یا پول متداول‌ترین نوع بایراملئق است که افراد به همدیگر می‌دهند. در برخی خانواده‌ها پدر اسکناس‌های نویی را در میان صفحات قرآن کریم نگهداری می‌کند و بعد از لحظه تحویل سال نو به اعضای خانواده هدیه می‌دهد.
دادن عیدی به تازه عروس‌ها و تازه دامادها و نامزدهای جوان از اهمیت فراوانی برخوردار است.
اما دادن «ایل سیکه سی » یا «سکه سال» رسم دیگری است که در نزد مردم دیار آذربایجان به مناسبت عید نوروز متداول است. معمولا برخی افراد که به داشتن دستی با برکت و یا به اصطلاح آذری‌ها دستی سبک مشهورند با آغاز سال نو به دوستان و آشنایان «ایل سیکه سی » می‌دهند تا با دریافت نخستین پول سال از چنین دست مبارکی سالی پر رونق و خوب از لحاظ اقتصادی داشته باشند.
فردی که «ایل سیکه سی» می‌دهد ممکن است پیرمردی 80 ساله باشد و یا کودکی هفت ساله هیچ تفاوتی ندارد بلکه ملاک برکت دست است و بس.

*طبخ انواع غذاها و خوراکی‌های خوشمزه آذربایجانی‌ها
طبخ انواع غذاها و خوراکی‌های خوشمزه آذربایجانی‌ها از جمله اقوام ایرانی هستند که در طبخ انواع غذاها و خوراک‌های خوشمزه مهارت ویژه‌ای دارند و غذاهای سنتی این خطه شهره خاص و عام است.
در این بین آشپزی تبریزی‌ها چیز دیگری است و گفته می‌شود که خوشمره‌ترین غذاها و شیرینی‌های ایران در تبریز پخته می‌شود.
برخی از غذاهای سنتی علاوه بر طبخ در طول سال در روزهای به خصوصی نیز معمولا پخته می‌شوند و مردم آذربایجان و تبریز طبق سنت‌های قدیمی خود در ایام خاص سال غذاهای سنتی مخصوص آن ایام را آماده می‌کنند.
در این بین نوروز در آغازین روزش و در آخرین روز خود غذاهای ویژه‌ای را دارد. تبریزی‌ها و مردم برخی دیگر از نقاط آذربایجان اعتقاد دارند که پخت دلمه برگ مو «یرپاق دولماسی»در زمان تحویل سال نو خوش یمن و مبارک است و حتما باید در آن لحظه در قابلمه‌‌هایشان دلمه بپزد و عطر این غذای خوشمزه سنتی فضای خانه را پر کند. چرا که دلمه نمادی از صمیمیت و دورهم بودن است.
همچنان که در داخل یک برگ مو اجزای متعددی چون برنج، لپه، بلغور و انواع سبزیجات جمع می‌شوند و خوراک دلمه را پدید می‌آورند به این صورت نیز افراد خانواده در کنار همدیگر جمع شوند و کانون خانواده گرم‌تر از همیشه می‌شود، برای تهیه دلمه برگ مو کدبانوهای آذری از چند روز قبل از شروع عید نوروز وارد عمل می‌شوند نخستین کار در این راستا تهیه برگ مو است که معمولا در شور آب نگهداری می‌شود.
مغازه‌داران و دستفروشان نیز با نزدیکی به روزهای پایان سال به فروش برگ مو می‌پردازند. دیگر غذای سنتی نوروز تبریزی‌ها کوفته تبریزی است که در سیزده فروردین و روز سیزده‌ بدر تهیه می‌شود و خانواده‌ها بعد از سپری کردن ساعات اولیه روز به گردش و تفریح دردل طبیعت بر سر سفره‌ای می‌نشینند که کوفته خوشمزه تبریزی زینت بخش آن است.

برچسب ها: عید نوروز، فرهنگ آذربایجان، نوروز در اذربایجان، چرشنبه، چهار شنبه سوری،

تعداد کل صفحات : 6 :: 1 2 3 4 5 6