تاریخ : چهارشنبه 9 اسفند 1391 | 11:21 ب.ظ | نویسنده : میثم بهراد

 اهالی سرعین و حومه آن زمستان رابه سه قسمت بویوک چله،کئچیگ چله و بایرام آیی تقسیم  می کنند.

 

بویوک چله:از اول زمستان شروع و تا چهل روز ادامه می یابد

 

کئچیگ چله:بعد از اتمام بویوک چله به مدت بیست روز می باشد اما ما بین دو چله بزرگ و کوچک،چهار روز آخر چله بزرگ و چهار روز اول چله کوچک یعنی هفتم تا پانزدهم بهمن ماه را چرچری می نامند و شب جمعه ای که در این هشت روز قرار دارد را خدربایرامی مینامند.

اهالی بر این اعتقادند که حضرت خضر آخرین فرد انسانی خواهد بود که قبل از دمیدن صور اسرافیل زنده خواهد ماند و در آن شب غذای نظری به نام قوئوت یا قوئود آماده کرده بین آشنایان و همسایگان توزیع می کنند.بهد از اتمام چله کوچک بایرام آیی می باشد که هفته اول آن را چله بچه و شب اول آن را کورد اوغلو می نامند.

 

 

روزهفتم چله بچه را قاری دوه سی می نامند. بعد از آن هم بایرام قاباغی که وعده یئلی هفده روز مانده به عید شروع بوزیدن می کند که وعده بیداری درختان و گیاهان می باشد.

 

 



تاریخ : دوشنبه 23 بهمن 1391 | 11:33 ب.ظ | نویسنده : میثم بهراد

  

گردشگری روستایی راه حل کلی برای همه دردها و مسائل و مشکلات نواحی روستایی نیست اما یکی از شیوه هایی است که ممکن است آثار اقتصادی مهمی داشته باشند و به نوعی می تواند به کند شدن روند تخلیه سکونتگاههای روستایی و کاهش مهاجرت جمعیت روستایی کمک کند. رشد گردشگری به عنوان راهبردی برای توسعه روستایی نسبتاً تفکر جدیدی است که سیاستگزاران محلی در جوامع روستایی به اهمیت این راهبرد پی برده اند، اما تجربه کافی برای اجرای آن ندارند. همچنین یک دیدگاه دیگر با این پیش زمینه فکری وجود دارد که گردشگری راه حل و علاج قطعی اقتصادی برای توسعه نواحی روستایی است

از طرف دیگر در یک نگرش گردشگری روستایی به عنوان موتور متحرکه توسعه روستایی معرفی شده و دلایلی به شرح زیر نیز برای آن ارائه شده است .

الف: همانند هر فعالیت صادراتی که سازماندهی شده و توسعه یافته، گردشگری نیز منبع درآمد به حساب می اید

ب: گردشگری روستایی بر خلاف سایر کالاها، خدمات و فرآورده های کشاورزی مانند غذا، تولیدات، فعالیت ماهی گیری، پوشاک ونساجی،ساختمان سازی و کارهای عمومی، حمل و نقل وبیمه و غیره همانند مولدی برای تعداد زیادی از فعالیتهای اقتصادی عمل می کند.

ج: گردشگری روستایی نواحی روستایی یا پدیده های طبیعی را که هیچ گونه ارزش اسنادی ندارند مورد بهره برداری قرار می دهد و با استخراج منابع یا صنایعی مانند نفت و معدن برابری می کند.

گردشگری روستایی تقاضا برای صنایع دستی، هنرهای سنتی و فعالیتهایی را که نیاز به نیروی کار بیشتری دارند را بالا می برد. این فعالیتها همان فعالیتهایی است که در محیط روستا مورد نظر است.

به همان اندازه ای که گردشگری روستایی، گردشگرانی را خارج از فضای اقتصاد روستا جذب می کند

جریانهای برون زا هزینه را به منطقه تزریق کرده و آثار و ضریب تکاثری سنتی را نیز ترغیب می کند از طرفی نیز اکثر برنامه های توسعه روستایی، اولویتهای زیر را مد نظر قرار می دهند.

- امنیت غذایی در برخی نقاط روستایی

- بهبود بخشیدن به درآمد و کیفیت عمومی زندگی در مناطق روستایی

- جلو گیری از روند تخریب منابع طبیعی مناطق روستایی

- افزایش میزان مشارکت جمعیت روستایی در تعیین سرنوشت خود

از این رو توسعه گردشگری و حیطه فعالیتی آن بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته چرا که توسعه گردشگری روستایی کلیه زمینه های فوق را پوشش داده و موارد فوق نیز از اهم هدفهای توسعه گردشگری روستایی به شمار می آیند.

بر طبق گفته گانون(1994) در کتاب گردشگری در نواحی عقب مانده بیان کرده که توسعه گردشگری در نواحی روستایی می تواند به کاهش یا از بین بردن این مشکلات کمک نماید و زمینه ساز رشد اقتصادی، متنوع سازی اقتصاد روستایی، ایجاد اشغال و درآمد، کاهش مهاجرتهای خارجی و امکان جمعیت پذیری، بهبود زیر ساختارها و موارد دیگر در مناطق روستایی بشود

در کشورهای درحال توسعه زبان و بحث تصمیم گیرندگان و مسوولان امر نیز بر روی گوناگون سازی باسازی اقتصاد روستایی تمرکز دارد. در این مفهوم مسئله اصلی فروپاشی و اضمحلال ساختاری کشاورزی نیست، بلکه ناکافی بودن تأمین معاش و درآمد از طریق کشاورزی و نیز جستجو برای یافتن منبع جدید رشد و فرصتهای اقتصادی می باشد. کشاورزان خرده مالک با محدودیت های فراینده ای روبرو هستند و هم در زمینه منابع محلی و هم در رقابتهای بین المللی نمی تواند از عهده بنیادهای جمعیت در حال رشد برآیند.

از این رو می باید فرصتهای جدید پیش روی آنها قرار داده شود تا بتوانند از این منابع طبیعی و انسانی به جهت رسیدن به توسعه پایدار محلی و کاهش آسیبهای اجتماعی و محیطی هم استفاده نمایند.

تنوع سازی اقتصاد روستایی و تعیین راهبردهای مکمل همانند گردشگری در کنار فعالیتهای کشاورزی و سایر فعالیتهای روستایی، فرصتهای شغلی متعددی را در سکونتگاههای روستایی ایجاد می کند و با توجه به تمرکز زمانی فعالیتهای گردشگری روستایی این فعالیتها معمولاً به صورت عامل مولد شغل های موقت ولی در عین حال مطمئن تر از فعالیتهای سنتی کشاورزی با مدت طولانی می باشد

گردشگری روستایی اغلب به دلیل اقتصادی جایگزینی مناسب برای فعالیتهای کشاورزی تلقی می شود زیرا این فعالیتها با کاهش سود روبرو هستند و مستلزم بهبود در بخشهای دوم و سوم اقتصاد هستند دلیل اصلی توسعه گردشگری در روستاها غلبه بر پایین بودن درآمد، ارائه فرصتهای جدید شغلی و ایجاد تحولات اجتماعی در جامعه روستایی است.

با توجه به اینکه فعالیتهایی مانند کشاورزی، جنگل داری و معدن داری به طور سنتی در سکونتگاههای روستایی استقرار یافته اند و با کاهش این فعالیتها و با توجه به پیشرفتهای فنی که باعث کاهش تقاضا برای نیروی کار انسانی می شود بعضی از مسوولان سکونتگاههای روستایی سعی می کنند که جامعه خود را به سمت ارائه خدماتی مانند گردشگری سوق دهند. در آمریکا گردشگری روستایی به عنوان راهبردی برای باز ساخت اقتصاد روستایی و توسعه اقتصادی انتخاب شده است.



تاریخ : پنجشنبه 19 بهمن 1391 | 10:56 ب.ظ | نویسنده : میثم بهراد


کشور ایران که دارای توانایی‌های بالقوه عظیمی در زمینه‌های زیست محیطی، تاریخی، میراث فرهنگی و غیره است نمی‌تواند و نباید به دلیل مسائل سیاسی و نگرانی‌های فرهنگی اجتماعی خود را از این جریان اقتصادی دور نگه دارد و از سوی دیگر بازار بین‌المللی گردشگری نیز نمی‌تواند ازجاذبه‌های ایران برای گردشگری چشم‌پوشی کند.

عدم موفقیت ایران در جذب گردشگران و توسعه گردشگری دلایل متعددی دارد
برای افزایش گردشگران تنها نمی‌توان به اقتصاددانان دل بست، راه‌حل در واقع در دستان دولت و برنامه‌ریزان است چرا که آنان اگر نخواهند و تمایلی به گسترش توریسم و جذب گردشگر نداشته باشند جاذبه‌های تاریخی، طبیعی و فرهنگی به تنهایی نمی‌تواند کار ساز باشد.

 از سوی دیگر تجربه و فرهنگ مردم نیز بی‌تأثیر نیست. گاه پیش می‌آید که دولت می‌خواهد ولی مردم و مراکزی که با توریست‌ها در ارتباط هستند ، تجربۀ لازم را ندارند و یا آموزش های مناسب راندیده‌اند و لذا چگونگی برخورد با گردشگر و ارائه خدمات به او را نمی‌دانند.

ایران از لحاظ اقلیمی و تنوع جانوری یک کشور شبه قاره‌ای است و بنابر گفته رئیس سازمان جهانی جهانگردی جزء 5 کشور اول دارای بیشترین جاذبه‌های زیستی و جانوری در دنیا است. همچنین یکی از سه قطب برتر بر صنایع دستی در دنیا است؛ سفالگری، شیشه‌گری، قلم‌زنی، مشبک‌کاری، حکاکی بر روی فلزات، میناکاری، خاتم سازی، معرق‌کاری، منبت‌کاری، قالی‌بافی، نمدمالی و ایران معجونی از گوناگونی فرهنگی، زبانی، قومی، زیست محیطی و اقلیمی است. همچنین از لحاظ آثار تاریخی و میراث فرهنگی جزء ده کشور اول دنیا محسوب می‌شود.



تاریخ : دوشنبه 9 بهمن 1391 | 11:19 ب.ظ | نویسنده : میثم بهراد

 

در اقتصاد مدرن در نتیجه انتقال از بخش کشاورزی به صنعتی ویا به عبارتی از اقتصاد سنتی به اقتصاد مدرن یک از همگسیختگی را در کسب درآمد ملی شکل گرفت.این مقوله در یک حالت کلی در برگیرنده نسبت های بالاتری در زمینه سرمایه ـ کاربود.که خود موجب نیاز به نیروی کارآمدتر و بامهارت بیشتر شده و به تبع توزیع درآمد را نابرابر نموده است.اما کنش پذیری خدمات ارائه شده در زمینه های گردشگری کاهش سطوح مهارتی را در زمینه نیروی کار سبب گردید.ازاین رو کسب درآمد وتوزیع آن در قالب انعطاف پذیری سرمایه در مهارهای پسافوردیستی در پیرامون گردشگری رویکرد به کسب درآمد ملی را تقویت نمود.


جاذبه های گردشگری موجب جلب گردشگران می شود واین درآمد وسود برای کشورهای که گردشگران را جذب می کنند به دنبال خواهد داشت.کشورها می توانند از طرق مختلف مانند کشاورزی ، صنعت و تولید کسب درآمد کسب نمایند؛ که هرکدام ازآنها مستلزم وجود امکانات خاص ومنابع است.بسیاری از جوامع از نظر کسب درآمد از طرق مذکور در وضعیت مناسبی قرار ندارند ولی تقریبا" کلیه جوامع می توانند از طریق گردشگری کسب درآمد کنند وامکانات لازم برای گردشگری در هر کشور ،به گونه ای خاص فراهم است.در این میان می توان گردشگری رایک رویه دوسویه دانست ؛ یعنی به همان ترتیب که کشوری باجذب گردشگر درآمد ارزی کسب می کند،براثر مسافرت ساکنین کشور به بیرون از آن متحمل هزینه های ارزی نیز می گردد.از این رو استفاده خالص از گردشگری مربوط به رابطه میان درآمد وهزینه حاصل درآن استکه در موازنه پرداخت ها جزی "صادرات و واردات نامرئی " محسوب می شود.گردشگری پول وجمعیت را از مرکزتمرکز وثقل صنعتی بهسوی روستاها ونقاط طبیعی می کشاند.معولا" گردشگری رادر اصطلاح اقتصادی "صادرات نامریی محصولات وخدمات "می نامند،زیرا در حالی که اثر اقتصادی آن در تراز پرداخت های یک کشور مشهود وظاهر می گردد؛ درآمدهای ناشی از آن ،نظیر درآمدهای به دست آمده از ارائه خدمات افراد یک کشور در کشور بیگانه مشهود ومعلوم نیست. این صادرات نامریی بخصوص برای کشورهایی که چشمگیری نداشته باشند ،غنیمتی با ارزش به شمار می رود.


هزینه هایی که معمولا" توسط یک نفر گردشگر صورت می گیرد عبارتند از : هزینه غذا ، تفریح ، محل اقامت ،حمل ونقل داخلی ، گشت ها وتورهای داخلی ،پست وتلگراف وتلفن ،به اضافه خرید ره آوردها وکالاهای بومی وسوغات ،این هزینه ها راگردشگر با ارزی که همراه آورده انجام می دهد ودر عمل مانند آن است که خدمات وکالاهای فوق به کشور متبوع گردشگر صادر شده باشد وچون این جریان دقیقا" قابل محاسبه نیست ،لذا به این جریان اقتصادی "صادرات نامرئی "گفته می شود.از این رو با بررسی آثار مستقیم گردشگری بر روی درآمد ملی می توان به این نتیجه رسید که مخارج گردشگران داخلی وخارجی در مجموع منجر به افزایش درآمد ملی می گردد. بسیاری از کشورهای توسعه یافته وحتی کشورهای در حال توسعه از طریق گردشگری درآمدهای کلانی رابه دست می آورند وسهم درآمد گردشگری در درآمد ملی در این کشورها روبه صعود دارد حتی در بعضی کشورها به عنوان منبع اصلی درآمد ملی ارزیابی می شود.جریان گردشگری وسیله مهمی در تحصیل ارز وشناساندن تولیدات ومحصولات داخلی به خارجیان ودر نتیجه گسترش و وسعت دادن بازارهای صادراتی است ودر نتیجه کسب درآمد می باشد.


برچسب ها: گردشگری، درآمد ملی،

تاریخ : پنجشنبه 5 بهمن 1391 | 11:23 ب.ظ | نویسنده : میثم بهراد

گردشگری روستایی به عنوان یکی از بخشهای مهم صنعت گردشگری بسیار مورد توجه قرار  گرفته است.و در فرایند جهانی شدن اهمیت روز افزونی یافته است.این بخش از گردشگری علاوه بر حفظ ارزش ها،باورها و رسوم باستانی با ایجاد فرصتهای  برای اشتغال و کسب درآمد برای ساکنین محلی و توسعه ساختارهای زیر بنایی امکان توسعه پایدار و یک پارچه روستایی را فراهم می آورد.گردشکری یکی از عمده ترین نیرو های شکل دهنده جهان امروز و یکی از مهمترین و پویاترین فعالیتهای جهان است.

کشور های در حال توسعه در حالی که استفاده از صنعت گردشگری را به عنوان ابزار توسعه اقتصادی تشویق می کنند که نسبت به صنایع مخرب زیانهای به نسبت کمتری برای آنها به همراه دارد و موجب تحرکهای اقتصادی حاشیه ای پیشرفت توسعه از طریق ایجاد شغل و درآمد برای آنها می گردد.

امروزه اهمیت صنعت کشاورزی به عنوان محور اصلی توسعه روستایی کم رنگتر شده است و ازطرفی دیگر رشد فزاینده جمعیت ،افزایش بهره برداری ها و کاهش منابع طبیعی و در نتیجه آن تهدید محیط زیست انسانی جوامع روستایی را برای ادامه حیات و تداوم رشد خود به منابع درآمدی دیگری وا داشته است.

دولتها و برنامه ریزان سعی دارند تا از طریق علاوه بر رشد اقتصادی محلی وضعیت خانوارهای کشاورزان روستایی نیز بهبود یابد.این روند به پایداری و حفظ محیط روستا احیا و اثبات اقتصادی جوامع روستایی و توسعه تجارت گردشگری را در مقیاس کوچک کمک کند.

در این راستا می توان گردشگران را که در در یک روستا یا نزدیک آن اقامت کرده و در مورد زندگی و محیط محلی آن آگاهی کسب نمایند یا با خانواده های کشاورزان زندگی کرده و در مورد فعالیتهای کشاورزی چیزهایی می آموزند یا در یک روستا و دهکده ماهیگیری با خانواده صیادان زندگی کرده و با آنها به صید می روند به عنوان گردشگران روستایی بر شمرد.

انجام فعالیتهای گردشگری که مشاغل گوناگون را هم به دنبال دارد در هر کشوری به عنوان بخشی از فعالیتهای اقتصادی در کنار بخشهای صنعت و کشاورزی موجب رونق و پیشرفت اجتماعی اقتصادی آن کشور می گردد.

ایران سرزمین 4فصل و با تمدن چند هزار ساله که به لحاظ ویژگی های منحصر به فردش در ردیف 10 کشور اول جهان به لحاظ توان بالقوه گردشگری قرار دارد.

گردشگری روستایی به عنوان گونه ای از انواع گردشگری یک فعالیت تفریحی ،اجتماعی است که در نیمه دوم قرن 18 در انگلستان و اروپا ظاهر شد این نوع از گردشگری کلیه فعالیتها گردشگری مرتبط با جاذبه های گردشگری طبیعی و فرهنگی ورزشی،آموزشی،بهداشتی ،درمانی،هنری . میراث فرهنگی را شامل می گردد.

امروزه گردشگری روستایی 10تا25درصد همه انواع فعالیت گردشگری رابه خود اختصاص میدهد،پتانسیل گردشگری هر روستا در کنار ابعاد تاریخی و فرهنگی بیش از هرچیزی به سرمایه های طبیعی اکولوژیک و کیفیت مناظر طبیعی آن بستگی دارد لذا عمق بخشیدن و اوج نهادن به هر یک از این ابعادو همچنین تبدیل آنها به عناصر قابل عرصه ماندگاری پتانسیل های آنرا تضمین می کند که در این میان شناخت محیط و پتانسیل های نهفته در آن در این بین نقش اصلی را ایفا می کند.

روستا به عنوان یک کلان اقتصادی ،اجتماعی و سیاسی ،زیستگاه جماعتی از مردم در خارج از محدوده شهرهاست که دارای هویت تاریخی ،جغرافیایی و فرهنگی مخصوص به خود میباشد.

برخورداری بافت و معماری روستایی از زیبایی اکولوژیکی استفاده از مصالح بومی هماهنگی با شرایط محیطی در استقرار بافت و ساخت و ساز مسکن قرار گرفتن روستاها در بستر طبیعی و برخورداری از مناظر و چشم اندازهای طبیعی و مهمترین امتیازهای روستا محسوب می گردد.این خاصیت های محلی و جاذبه های سنتی در طبیعت زیبای مناطق روستایی در زمینه مورد علاقه بسیاری از گردشگران داخلی و خارجی محسوب می گردد همچنین امروزه روستاها نه تنها محل تولید  و تبدیل فرآودهای کشاورزی و دامی هستند بلکه مکان مناسبی برای گسترش و توسعه منابع روستایی بوده و نمایانگر آداب و رسوم و فرهنگها،سنتها و دانشهای زیادی در زمینه های گوناگون مانند معماری ،عمران،کشاورزی،پزشکی و...هستند که مطمئنا آگاهی از این دانشها و فلسفه آنها که معروف به دانشهای بومی بوده و هنوز هم برای خیلی ها کم اهمیت تلقی می شوند بسیاری را شگفت انگیز خواهد کرد.

شهرتوریستی سرعین در 48/04درجهطول جغرافیایی و 38/09درجه عرض جغرافیایی با مساحتی بیش از 1280000متر مربع در 24کیلومتری شهر اردبیل واقع شده است.

این شهر با دارا بودن 26 روستا :آق قلعه،ویند کلخوران،کلخوران ویند،ورنیاب ،گنزق،بیله دره،کرده ده،لاطران،گازر،اسب مرز،علیداشن،اوجور،ورگه سران،شایق،الوارس،آلوچه،بینمار،سئین،ارجستان،آتشگاه،اردی موسی،در آباد،شمس آباد،سامانلو،تازه کند،سبلان و کلور می باشد.

از این میان روستاهایی مانند ویند کلخوران،کلخوران ویند، ورنیاب،گنزق،بیله دره، اردی موسی،ورگسران،آلوارس،آتشگاه دارای پتانسیل گردشگری می باشد.          

سرعین دارای چهار اقلیم مدیترانه ای گرم و معتدل و کوهستانی سرد و معتدل می باشد.این شهر و روستاهای همجوار بیمن وجود کوه سبلان و نقش آن در اعتدال آب و هوا دارای چهار فصل و با خصوصیات و ویژگی های خاص هر کدام از این فصلها می باشد که با مقایسه با اکثر مناطق ایران که از جاذبه های اقلیمی زیادی برخوردار می باشد.

سرعین به لحاظ موقعیت جغرافیایی و طبیعی خود از شمال  و شمال غرب به کوههای سبلان از جمله بابا مقصود ،آیقار،قره برون،تکله داغی و به خصوص از سمت روستاهای آلوارس و ورگسران به قله های معروف نظیر قله سبلان با ارتفاع4811متر ارتفاع منتهی می گردد که این کوهها و ارتفاعات در هر یک از فصل های سال جاذبه های مخصوص خود را دارند.

 



تاریخ : یکشنبه 10 دی 1391 | 08:53 ق.ظ | نویسنده : میثم بهراد

خسته ام...

               شیفته تر از برگ بهاری که منتظر رسیدن فصل خزان است برای طلا شدن

 

               از این زندگی غم زده،

                                          و ره گمکرده در این خوان غربت

خدایا...

           تا کی باید به فکر بودن و نبودن باشیم

آری

    ما از تاریکی آمده ایم  ،حال این تاریکی می خواهد سر منشاش رحم باشد یا سرای دگر

    هر چه که باشد ،هر گونه که باشد

                              ما از تاریکی می آییم و به تاریکی دیگر ره می سپاریم

    پس چه بهتر که ما بین تاریکی ها ما به دنبال روشنایی ها بگردیم

  روشناییهایی که تا جرقه می زنند از ما میگریزند

                                                                 گریزان می شوند و پنهان

به کدامین وادی سر بکشم که این روشنایی را دریابم

هر جا رسیدم سخنها در خفا بود، غم بود و رنج و فراق

  اگر در پایان به روشنایی برسم  چه دردی از این قلب ها کم خواهد کرد

چگونه؟؟؟

            پس ماندن و باختن و ساختن  با  این تاریکی

                                                                     بهتر از رسیدن به روشنایی...


                                                                                                                                                                 دن آرام



تاریخ : شنبه 9 دی 1391 | 11:33 ب.ظ | نویسنده : میثم بهراد

  می دانی چیست؟

  به نظر میرسد زندگی مشکل نیست.

  بلکه مشکلات زندگیند.

   می بینی؟

   می بینی به چه روز افتاده ام

   حق با تو بود

   می بایست می خوابیدم

    اما به سگ ها سوگند

     که خواب کلک شیطان است

    تا از شصت سال عمر

    سی سالش را به نفع مرگ ذخیره کند

    میشود به جای خواب به ریلها

                                            و کفش ها

                                                  و چشم ها فکر نمود.

   و از نو نتیجه گرفت که با وفاترین جفت های عالم

                                                          کفش های آدمی اند

   می شود به زنبورهایی فکر کرد

   که دنیا به آن بزرگی را گذاشته اند

                              و آمده اند زیر سقف خانه ما خانه ساخته اند

 می شود به تشبیهات خندید

  به زمین و مروارید

  به خورشید و آتشفشان

                                 به ستاره ها و فرزانه های عشق

  به هوای خاکستری و گیسو های عروس پیر

  به رعد و برق آسمان و خشم خداهای آهنین

 


برچسب ها: می دانی چیست ؟، خشم خداهای آهنین،

تاریخ : یکشنبه 3 دی 1391 | 12:19 ق.ظ | نویسنده : میثم بهراد

 

گردشگری روستایی به عنوان یکی از بخشهای مهم صنعت گردشگری بسیار مورد توجه قرار  گرفته است.و در فرایند جهانی شدن اهمیت روز افزونی یافته است.این بخش از گردشگری علاوه بر حفظ ارزش ها،باورها و رسوم باستانی با ایجاد فرصتهای  برای اشتغال و کسب درآمد برای ساکنین محلی و توسعه ساختارهای زیر بنایی امکان توسعه پایدار و یک پارچه روستایی را فراهم می آورد.گردشکری یکی از عمده ترین نیرو های شکل دهنده جهان امروز و یکی از مهمترین و پویاترین فعالیتهای جهان است.

کشور های در حال توسعه در حالی که استفاده از صنعت گردشگری را به عنوان ابزار توسعه اقتصادی تشویق می کنند که نسبت به صنایع مخرب زیانهای به نسبت کمتری برای آنها به همراه دارد و موجب تحرکهای اقتصادی حاشیه ای پیشرفت توسعه از طریق ایجاد شغل و درآمد برای آنها می گردد.

امروزه اهمیت صنعت کشاورزی به عنوان محور اصلی توسعه روستایی کم رنگتر شده است و ازطرفی دیگر رشد فزاینده جمعیت ،افزایش بهره برداری ها و کاهش منابع طبیعی و در نتیجه آن تهدید محیط زیست انسانی جوامع روستایی را برای ادامه حیات و تداوم رشد خود به منابع درآمدی دیگری وا داشته است.

دولتها و برنامه ریزان سعی دارند تا از طریق علاوه بر رشد اقتصادی محلی وضعیت خانوارهای کشاورزان روستایی نیز بهبود یابد.این روند به پایداری و حفظ محیط روستا احیا و اثبات اقتصادی جوامع روستایی و توسعه تجارت گردشگری را در مقیاس کوچک کمک کند.

در این راستا می توان گردشگران را که در در یک روستا یا نزدیک آن اقامت کرده و در مورد زندگی و محیط محلی آن آگاهی کسب نمایند یا با خانواده های کشاورزان زندگی کرده و در مورد فعالیتهای کشاورزی چیزهایی می آموزند یا در یک روستا و دهکده ماهیگیری با خانواده صیادان زندگی کرده و با آنها به صید می روند به عنوان گردشگران روستایی بر شمرد.

انجام فعالیتهای گردشگری که مشاغل گوناگون را هم به دنبال دارد در هر کشوری به عنوان بخشی از فعالیتهای اقتصادی در کنار بخشهای صنعت و کشاورزی موجب رونق و پیشرفت اجتماعی اقتصادی آن کشور می گردد.

ایران سرزمین 4فصل و با تمدن چند هزار ساله که به لحاظ ویژگی های منحصر به فردش در ردیف 10 کشور اول جهان به لحاظ توان بالقوه گردشگری قرار دارد.



تاریخ : سه شنبه 28 آذر 1391 | 06:05 ب.ظ | نویسنده : میثم بهراد

صبر ایله كونول محنت هجرانه ، تلسمه

درد اهلی یتر، صبر ایله ، درمانه تلسمه

یوسفده زلیخانی محبتله سویردی

سالدیردی زلیخا اونی زیندانه ، تلسمه

دنیایه وفا ایلمه چوخ ، آغلاما كونلوم

دنیا نه وفا قیلدی سلیمانه ؟ تلسمه

كام آلمیجاخ آیریلیغا باعث اولانلار

عاشق چاتاجاخ سوگیلی جانانه، تلسمه




تاریخ : جمعه 24 آذر 1391 | 11:29 ب.ظ | نویسنده : میثم بهراد

من آموخته ام که برای زخم پهلویم برابر هیچ کیکاووسی ، گردن کج نکنم وزخم در پهلو وتیر درگردن،خوشتر تاطلب نوشدارو از ناکسان وکسان . زیرا درد است که مرد میزاید وزخم است که انسان می آفریند.

پدرم میگوید : قدر هر آدمی به عمق زخمهای اوست.

پس زخمهایت را گرامی دار. زخمهای کوچک رانوشدارویی اندک بس است تو اما در پی زخمی بزرگ باش که نوش دارویی شگفت بخواهد

وهیچ نوشدارویی شگفت تر از عشق نیست. ونوشداروی عشق تنها در دستان اوست .

                                                                                                                    
او که نامش خداوند است.

پدرم گفته بود که عشق شریف است وشگفت است ومعجزه گر اما نگفته بود او که نوشدارو دارد، دستهایش این همه از نمک عشق پر است ونگفته بود که عشق چقدر نمکین است ونگفته بود که او هر که را دوست تر داردبر زخمش از نمک عشق بیشتر میپاشد!

زخمی بر پهلویم است وخون میچکد وخدا نمک می پاشد. من پیچ میخورم وتاب میخورم ودیگران گمانشان که میرقصم!

من این پیچ وتاب را و این رقص خونین را دوست دارم، زیرا به یادم میآورم که سنگ نیستم،چوب نیستم خشت وخاک نیستم که انسانم...

پدرم گفته است از جانت دست بردار، از زخمت اما نه، زیرا اگر زخمی نباشد، دردی نیست و اگر دردی نباشد در پی نوشدارو نخواهی بود واگر در پی نوشدارو نباشی عاشق نخواهی شد

و

عاشق اگر نباشی خدایی نخواهی داشت .

 

 

آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فایل , آپلود دائم



تاریخ : یکشنبه 12 آذر 1391 | 02:32 ق.ظ | نویسنده : میثم بهراد

سارا بیر آیدی بیزیم اللره آیسز گجه لر ----------------- بیر اوجا سسدی قولاق وئر اونا هایسز گجه لر

سارا بیر باغدی طبیعتدن آلیب قول بوداقی ----------------- بیر شیرین ماهنیدی یانلیزاوخیار ائل دوداقی

سارا بیر قیزدی سودان سورمه چكبپ گوزلرینه ----------------- جان دییب بیرده اوركدن آرازین سوزلرینه

سارا سئودا ایله دونیانی آنان بیر قیزدی ----------------- او قارانلیق گئجه نی آیدین ائدن اولدوزدی

سارا سودا ایله دونیانی آنان بیر قیزدی ----------------- سارا غملر اوجاقیندا آلیشان بیر كوزدی

بیر نجابتلی گلین دیر ائله آسلان سایاغی ----------------- قویمادی قار ائده دنیاسنی چاقال ایاقی

اوزونی آتدی سئله اوزگنی حیران ائلدی ----------------- اویانان شمعینی پروانیه قربان ائله دی

قوشولوب سللره گتدی آنا یوردون ساراسی ----------------- قالدی شیرین اورگینده یئنه فرهاد یاراسی

باغلادی ساچلارینی قویمادی بیگانه گوره ----------------- آنا یوردون قیزی وئرمز ساچین هر كیمسه هوره

گلین اولدی آرازا اوردا تویون توتدی سارا ----------------- سوئله دی اوردا اورك سوزلرینی نازلی یارا

آراز آغلار گوز ایله آلدی سارای اللرینی ----------------- دارادی ائل قیزینین بیرده قارا تللرینی

گتدی گوزلردن اوزاق دوشدی ائلین بیردنه سی ----------------- گورمدی خان چوبانین آیریلیقین سون نفسی

سارا گوز لر دن اوزاق دوشسده ایتمز اثری ----------------- بیر یاراق تك سوزونون واردی هله چوخ كسری


 



تاریخ : پنجشنبه 9 آذر 1391 | 03:41 ب.ظ | نویسنده : میثم بهراد
ای خداوند

به علمای ما مسئولیت
        و به عوام ما علم
              و به مومنان ما روشنایی
                   و به روشنفکران ما ایمان
                         و به متعصبین ما فهم
                                و به فهمیدگان ما تعصب
                                     و به زنان ما شعور
                                           و به مردان ما شرف
                                               و به پیران ما آگاهی
                                                  و به جوانان ما اصالت
                                                        و به اساتید ما عقیده
                                                             به دانشجویان ما نیز عقیده
                                                          و به خفتگان ما بیداری
                                                     و به دینداران ما دین
                                                و به نویسندگان ما تعهد
                                          و به هنرمندان ما درد
                                     و به شاعران ما شعور
                            و به محققان ما هدف
                           و به نومیدان ما امید 
                             و به ضعیفان ما نیرو
                                          و به محافظه کاران ما گستاخی
                                                                 و به نشستگان ما قیام
                                                                        و به راکدان ما تکان
                                                                             و به مردگان ما حیات
                                                                                    و به کوران ما نگاه
                                                                      و به خاموشان ما فریاد
                                                              و به مسلمانان ما قرآن
                                               و به شیعیان ما علی(ع)
                              به فرقه های ما وحدت
                            و به حسودان ما شفا
  و به خودبینان ما انصاف
                        و به فحاشان ما ادب
                              و به مجاهدان ما صبر
                                     و به مردم ما خودآگاهی
                                             
 و به همه ملت ما همت، تصمیم و استعداد فداکاری و شایستگی نجات و عزت ببخش



تاریخ : چهارشنبه 24 آبان 1391 | 11:01 ب.ظ | نویسنده : میثم بهراد

بر صفیر اولین تازیانه ای که فرا رفت و فرود آمد و بر پوست لُختمان خطی از خون کشید؟کدامین گوش گواهی داد؟

بر آذرخش اولین شمشیری که فرا رفت و فرود آمد و فریاد سرخ رگانمان را به آسمان افشاند؟کدامین چشم گواهی داد؟

بر رویش اولین دیوارهای زندان و پیوستن اولین دانه های زنجیر؟و ثقل سهمگین اولین غل و یوغ و بر ظلمت غلیظ سیاهچال - خانه قرنهامان - کدامین دل گواهی داد؟

بر اولین شب گرسنگیمان «که گرسنگی تا تاقمان می برد» ؟ کدامین انسان گواهی داد؟

و کدامین تشنگی شناخته ؟ گواه اولین قطره مرگی بود که در دهان آبخوانمان چکاندند؟

 و پس از آن کدامین گوش ؟هجوم تازیانه ها را شنید؟ و کدامین چشم؟ برق شمشیرها را دید؟و کدامین دل در ظلمت زندانهامان گرفت ؟ و چه کسی بر گرسنگی و تشنگی همیشه مان گواهی داد؟ هیچ کس و هیچ کس.

نه هیچ گوشی و چشمی و نه هیچ قلبی؟ که ما همه یک تن بودیم که تازیانه می خوردیم ؟ در برق شمشیرها می شکافتیم و در ظلمت خیس زندانها می پوسیدیم . و جز ما که بود که طعم تازیانه را چشیده باشد؟ و درد شمشیر را کشیده باشد ؟و ظلمت زندانمان را لمس کرده باشد؟ و در گرسنگی و تشنگیمان مچاله شده باشد؟

 

 

حق با «قابیل» بود که چنان آسوده خفته بود؟و خواب راحت قابیلیان جاودانه بود اگر گواهی بر نمی خاست ؟زمان ؟شبی همیشه بود؟اگر شاهدی بر نمی خاست .

و کودکانمان ؟

خوراک همیشه کلاغان و کرکسان

و دخترانمان ؟لقمه همیشه بازار برده فروشان و پسرانمان ؟برده همیشه اربابان و «ما» ؟همه ؟ محکومان همیشه فراموش حاکمیت قابیل ؟اگر شهیدی بر نمی خاست .

اما برخاست ؟قامتی همتای کینه ما

نگاهی ؟ به وسعت آرزوهای ما

تن پوشی? به رنگ خون ما

و فریادی ? به قدرت نفرت ما

در مشهد خونین ما؟شهیدی چون او می بایست که عمق زخممان را بداند و وسعت رنجمان را بشناسد ؟ و اوج آرزوهامان را دریابد ؟ و در لحظه لحظه ما شکنجه شده باشد تا در دادگاه زمانه ؟ چنان به محکوم کردن دژخیمان بایستد که هیچ قابیلی ؟ در هیچ لحظه ای از زمان ؟ ایستاده نماند.

او که ذره ذره رنجمان را ؟از لحظه لحظه زمان گرفته بود؟دیشب به مشهد خویش ایستاده و امیدمان را در فریادش خواند که :

« سخن از پیکاری پر بیم و امید و شکست و پیروزی نیست - که اصلا پیکاری نیست - صحرای محشر است و هنگامه داوری . هر که به جنگیدن آمده است و به امید غنیمت ؟سر خویش گیرد و در ظلمت شب ؟ جان تاریک خویش ؟برهاند. فردا؟در گسترده ترین دامن خاک و گشاده ترین چشم آسمان ؟ هر تن رنج قرنها را پذیره می شود ؟و خون درد خویش را - که درد قرنهاست - به چشم زمان می پاشد.

فردا؟سخن از چگونه کشتن نیست ؟سخن از چگونه کشته شدن است .

فردا ؟ سخن از چه گرفتن نیست ؟سخن از همه چیز دادن است .

فردا؟هنگامه خوبتر مردن است .

آنان که گرسنگی را با ذره ذره پوستشان آنان که تشنگی را با تمام جانشان له له نزده اند.

آنان که تازیانه را در شط سرخ خون خویش شناور ندیده اند.

آنان که مرگ را در قلب خویش نتپیده اند.

آنان که در لحظه لحظه رنج آدم شریک نبوده اند.

آنان که خویش را در بلندترین قله درد آدمی به انسان نبخشیده اند.

آنان که در خویشند و برای خویش می زیند ؟ سر خویش گیرند و جان خو د برهانند که فردا روز «بی خویشی » است و روز انفجار «خود» بر معبر فرو بسته «زمان».

فردا؟نمایشگر رنجی است که بر انسان رفته است و می رود؟ و این نه رنجی است که هر جانی تاب آورد.

فردا؟ روز «شهادت» است و «قیامت». «شهیدان» بمانند که «شکستن» را می توانند.»



تاریخ : پنجشنبه 27 مهر 1391 | 06:45 ب.ظ | نویسنده : میثم بهراد

کونول غم چکمه یار آچمیش جمالیندن نقاب ایندی

خجالت‌دن اوزون تورپاغه سورتور آفتاب ایندی

او سرو نازنینین قامتی سانکی قیامت دیر

کی سالمیش خاطیر احبابه شوق انقلاب ایندی

طواف کوی جانان قصدین ائتمیش عشق چاووشی

بو یوزدن آذری اوغلو اولوبدور فیض‌یاب ایندی

همیشه اهل عشقی بی‌ریالیق نیک‌نام ائیلر

نولا، عالم قیلور اهل ریادن اجتناب ایندی

اومید وصلینه بیر نازنینه اعتماد ائتدیم

بو شیدا کونلومه هجرینده ائیلر مین عذاب ایندی

دم اورمش یوسف شادی زلیخای محبتدن

اولور معشوقه سیندن خسته عاشیق کامیاب ایندی

اول آهو گوزلونین گویا کی گورموش زلف پرچینین

قاچوب دشت خطاده گیزله‌نوبدیر مشکناب ایندی

مریده بنده‌ی پیر مغانم، عشق فیضیندن

نه ایسترسه‌م، اولور میخانه‌لرده مستجاب ایندی

من اول ساغرپرست و رند و عیاش کهن سالم

منه حرمت قیلوب تعظیم ائدر جام شراب ایندی

سیزینله بیز گوروش‌مگ آرزوسین چوخدان ائتمیش‌دیک

داریخما، فطرته یازسن‌ده، واحد، بیر جواب ایندی



تاریخ : شنبه 15 مهر 1391 | 04:21 ب.ظ | نویسنده : میثم بهراد

ساری سو در مرکز شهر سرعین و بالاتر از آب درمانی سبلان واقع شده است در حال حاضر استخر قدیمی  این آبگرم مخروب و بنای جدیدی درخیابان پشتی استخر قبلی به صورت موقت ساخته شده است تا مجتمع  اصلی آبدرمانی و  مجتمع تجاری،تفریحی آماده گردد.در حال حاضر آبگرم ساری سو و قره سو به یک آبگرم تبدیل شده و آب گرم آن به وسیله لوله به مکان جدید استخر ارسال می گردد.

دمای آبگرم ساری سو 45درجه سانتی گراد و آبدهی آن 6لیتر در ثانیه می باشد و جریان آب آن به صورت دائمی می باشد .رنگ آب کمی مایل به سبز پسته ای و مزه آن کمی ترش می باشد

آنیونهای آن سولفات،کلرور بیکربنات و کاتیونهای آن سدیم و پتاسیم و منیزیم می باشد

هدایت الکتریکی آن برای 25 درجه حرارت 1290و phآن 85/6 می باشد و مقدار مواد باقی مانده خشک از تبخیر آب 687میلیگرم در لیتر است و آب آن از نوع آبهای کلروبیکربنات سدیک است

علت نام گذاری آن به ساری سو به این جهت است که سنگهای اطراف چشمه در اثر رسوبات املاح معدنی زرد رنگ به چشم می خورد .و آب آن از داخل یک تکه سنگ زرد رنگ می جوشیده و از دور به رنگ زرد دیده می شده است.

آبگرم و معدنی قره سو

دمای این استخر هم مثل ساری سو می باشد ولی آب دهی آن 5/3لیتر در ثانیه می باشد از آنیونهای مهم آن می توان به سولفات ،کلرور ،بیکربنات و کاتیونهای سدیم و پتاسیم و منیزیم اشاره نمود.مقدار مواد باقی مانده خشک از تبخیر آب 722میلیگرم در لیتر و هدایت الکتریکی برای 20درجه حرارت 1300و آب آن از نوع آبهای بیکربنات سدیک و رنگ آب کمی کدر و مزه ای شبیه گس دارد

علت نامگذاری آن بدین نام در زمان های قبل چونکه دور محوطه آن را با سنگ های سیاه  محصور کرده بودند و در هوای آفتابی  آب تیره و سیاه به نظر می رسید آنرا آب سیاه نامگذاری کردند

علت نامگذاری آن به اعصاب سویی بخاطر شفابخش بودن آن در درمان بیماریهای اعصاب بوده است


 

 

شاید این هفته بسازند شاید...

 


برچسب ها: ساری سو، قره سو، مجتنع آبدرمانی، تجاری، تفریحی ساری سو،

تاریخ : دوشنبه 3 مهر 1391 | 11:39 ب.ظ | نویسنده : میثم بهراد

لحظه هایی وجود دارد که قرنها جدایی را در خود جای داده است زیرا جدایی چیزی نیست جز از

پای در آوردن فکر و شاید ما از هم جدا نبودیم

زندگی از همه ی چیز های زنده پیر تر است حتی همان طور که زیبایی قبل از زیبایی بر روی زمین

خلق شود و حقیقت قبل از حقیقت برملا شود

زندگی در سکوت ما آواز میخواند و رویا در غنودمان

حتی زمانی که ما شکسته و پژمرده ایم زندگی بر تخت سلطنت نشسته و حکم می راند و

هنگامی که اشک میریزیم زندگی به روز لبخند می زند

او هنگامی که ما در زنجیریم آزاد است گاهی اوقات به زندگی نام های تخیلی می دهیم

اما فقط مواقعی که خودمان نیز تلخ و تاریکیم او را بی صرفه و خالی می پنداریم

اما فقط هنگامی که روح در مکانی ویران سرگردان است و قلب مست از افکار خویش است

زندگی عمیق و بلند و ساکت است

چشم بصیرت فقط تا بلندای پایش را می بیند

با این همه او  نزدیک تر است و تنفس نفست به دل آن نفوذ می کند

سایه سایه است

از چهره اش می گذرد و پژواک فریاد زوال یافته ات در سینه اش بهار و پاییز میشود.



تاریخ : دوشنبه 27 شهریور 1391 | 11:01 ب.ظ | نویسنده : میثم بهراد




به مرگ چاره نجستم که در جهان مانم        

                                   به عشق زنده شدم تا جاودان مانم

چو مردم تن و جان وارهاندم از زندان

                                    به عشق زنده شوم جاودان به جان مانم

به مرگ زنده شدن هم حکایتی است عجیب

                                 اگر غلط نکنم خود به جاودان مانم

در آشیانه ی طوبا نماندم از سر ناز

                                 نه خاکیم که به زندان خاک دان مانم

ز جویبار محبت چشیدم آب حیات

                               که چون همیشه بهار ایمن از خزان مانم

چه سالها که خزیدم به کنج تنهایی

                             که گنج باشم و بی نام و نشان مانم

دریچه های شبستان به مهر و مه بستم

                            بدان امید که از چشم بد نهان مانم

به امن خلوت من تاخت شهرت و نگذاشت

                          که از رفیق زیانکار در امان مانم

به شمع صبحدم شهریار و قرانش

                        کزین ترانه به مرغان صبح خان مانم ///




 

 



تاریخ : شنبه 25 شهریور 1391 | 01:43 ق.ظ | نویسنده : میثم بهراد
سازمان آبدرمانی و اقامتی قهوه سویی تحت نظر سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان اردبیل و اداره جات مرتبط با سرمایه گذاری بخش خصوصی و با مشارکت بانک تجارت به احداث رسیده است 
ابگرم قهوه خانه همت در قسمت شمالی شهر سرعین واقع شده است دمای آب آن 44درجه سانتی گراد و آبدهی آن 2/7لیتر در ثانیه است 
آب این مجتمع دارای خواص آنیونهای آن بیکربنات ،کلرور ،سولفات و کاتیونهای مهم ان سدیم و پتاسیم می باشد 
phآب این مجتمع 6/54و مقدار مواد باقیمانده خشک شده از تبخیر آب 659میلی گرم در لیتر است 
آب آن کمی ترش مزه و بی رنگ و از آب های بیکر بنات سدیک می باشد 
مجتمع آب درمانی و اقامتی قهوه سویی یکی از مجهزترین آبهای درمانی سرعین دارای امکانات رفاهی استخر آبگرم ،استخر کودک ،سونای خشک و بخار . جکوزی مجهز و استاندارد . دوش آبگرم می باشد 
آب معدنی گوز سویی جنب آبگرم قهوه خانه همت واقع گشته و دارای در ورودی و خروجی مجزا و آبدهی این استخر در حدود 1لیتر در دقیقه و دمای آن 21درجه سانتی گراد می باشد.سنگینی آب این استخر در حدود 6/30می باشد و هدایت الکتریکی آن برای 20درجه حرارت 900است 
مقدار مواد باقیمانده خشک از تبخیر آب 476 میلی گرم در لیتر و مزه آن گس و بی بو می باشد 
آب این استخر در ردیف آبهای بیکربنات کلسیک می باشد    


تاریخ : چهارشنبه 22 شهریور 1391 | 12:04 ق.ظ | نویسنده : میثم بهراد
مجموعه آب درمانی سرعین ایرانیان
مجهز به آبگرم معدنی ،استخر مواج جوانان ،استخر مخصوص کودکان ،سونای خشک و بخار ،جکوزی های استاندارد در ورودی شهر توریستی سرعین واقع شده است
آب گرم این مجتمع از طریق آبدرمانی گاومیشگلی تامین می گردد (با لوله کشی در سطح شهر)

طبق بیان مسئولان دمای این مجتمع در حدود 42 درجه سانتی گراد می باشد
این مجتمع تا آماده شدن فاز دوم استخر به صورت دو سانسه
(شیفت زنانه و مردانه)  ارائه خدمات می نماید ...
فاز دوم آبی درمانی ایرانیان در دست احداث می باشد
امکانات رفاهی مجتمع
-استخر آبگرم معدنی :با ظرفیت 450متر مکعب مفید جهت درمان مفاصل ،رماتیسم ،و آرامبخش اعصاب می باشد
اب آن ترش مزه و  بودار و دارای خواص کربنات ،بیکربنات ،سدیک وکاتیونهای آن کلسیم و منیزیم ،سدیم و پتاسیم می باشد
 phاب این مجموعه در حدود 58/6 است
-استخر جوانان :با ظرفیت 250متر مکعب مجهز به سیستم تولید موج با بکارگیری آخرین فناوری تصویه و ضد عفونی کننده و آب آن معمولی با دمای 25درجه میباشد

استخر کودکان :با ظرفیت 100متر مکعب با به کار گیری آخرین فناوری تصویه و ضد عفونی آب مجهز به سرسره آبی
 
از دیگر امکانات رفاهی آن می توان به جکوزی ماساژزیر آب ،سونا خشک و بخار ،حوضچه آب سرد  و کافی شاپ اشاره کرد
شماره تماس این مجتمع برای اخذ اطلاعات در مورد آبدرمانی ایرانیان 04522224955 می باشد .


تاریخ : یکشنبه 12 شهریور 1391 | 02:37 ق.ظ | نویسنده : میثم بهراد

چال آشیق، سازینی آل دؤشون اوسته

ائلیمین سازیندان – سؤزوندن دانیش!

تونقال – تونقال حسرتلری سؤنمه ین،

کول آلتدا قیزیران کؤزوندن دانیش!

سؤزون شؤهرتیندن – صداقتیندن،

آنادیلیمیزین مهارتیندن،

ائلین قایغی سیندان – شرافتیندن،

غیرتلی اوغلوندان – قیزیندان دانیشس!

صدفلی سازینی کؤکله – چال آشیق!

دده علعسگری یادا سال آشیق!

اوره کلر مولکونو بیرده آل آشیق!

شیرین صؤحبه نیمدن – سازیندان دانیش!

 

چیلله قارپیزیندان، قوروت آشیندان،

شیرین ناغیللاردان کورسو باشیندان،

بابک قالاسیندان ، کاظیم داشیندان،

بالاجا قیزلارین نازیندان دانیش!...



تعداد کل صفحات : 6 :: 1 2 3 4 5 6